تجزیه و تحلیل پیرنگ در داستانکهای نخودی اثر محمدهادی محمدی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی تهران
doi
10.22099/jcls.2012.448چکیده
این مقاله بر آن است تا با استفاده از یکی از رویکردهای علمی در حوزهی روایتشناسی (مکتب پاریس: گرماس، کورتز، فونتنی و ...) خوانشی بر عنصر پیرنگ در «داستانکهای نخودی» اثر محمدهادی محمدی داشته باشد. پیرنگ نادرست که تجلی تفکر پراکندهی «نویسندهی مجازی» است، باعث میشود تمام اثر این ناهماهنگی را متجلی سازد. این موضوع سبب میشود علاوه بر آسیبهای اشاره شده در بالا، زیبایی اثر هنری مخدوش شود. به همین دلیل میتوان ادعا کرد بین اندیشه و ساختار، از یک طرف و ساختار و زیبایی، از طرفی دیگر، رابطهای مستقیم وجود دارد. به همین دلیل نگارندهی مقاله، میکوشد این روابط را بررسی کند. هدف از تجزیه و تحلیل این داستانکها ابتدا این است که خواننده با انسجام یا عدم انسجام اندیشهی «نویسندهی انتزاعی» با یکی از عناصر اصلی و سازندهی روایت که پیرنگ نام دارد؛ آشنا شود. آنگاه، به عنوان هدف دیگر، چگونگی ظاهر شدن معنا از لایههای ژرف به لایههای سطحی نیز روشن شود؛ زیرا پیرنگ عنصر اصلی ژرفساخت هر روایت است و مقولههای معنایی که همان «مربع معنائی» هستند از درون این عنصر ساختاری بیرون میآیند. در پایان، بومیسازی نظریههای مربوط به پیرنگ با فرهنگ ایرانی، بهویژه در حوزهی ادبیات کودک و نوجوان، باعث میشود نویسندگان کودک و نوجوان به اهمیت پیرنگ در روایتهای داستانی آگاه شوند.