خوانشی ساختارگرایانه از داستان «کلاغ‌ها»ی نادر ابراهیمی

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت معلم سبزوار

doi
10.22099/jcls.2012.435
چکیده

گریماس از ساختارگرایان و نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی، با تأکید بر ساختار روایت کوشید با عبور از رویه یا سطح و ساختار متن، به لایه‌های درونی آن دست یابد. رویکرد اصلی گریماس، یافتن ارتباط ساختاری پنهانی است که در فرایند تولید معنا مؤثر است. در حقیقت، نویسنده‌ با ایجاد نوعِ خاص روایت و راوی در داستان خود، سلسله‌ای زنجیره‌وار از «فرستنده/ پیام/ گیرنده» را به کار می‌گیرد و با ایجاد ساختاری درست و منسجم برای یک داستان به زیبایی اثر می‌افزاید. بنابراین، نگارنده در این مقاله بر آن است، با کاربرد شیوه‌های جدید تحلیل داستانی، نقد روایتی (استفاده از فرایند پایدار و ناپایدار) و الگوی کنش‌گر گریماس یکی از داستان‌های برتر نادر ابراهیمی، (کلاغ‌ها)، را بررسی و تحلیل کند و به یاری روایت‌شناسی، ساختار و مناسبات درونی نشانه‌های متن و با کاربرد نشانه‌شناسی، ارتباط میان شخصیّت‌های داستانی را تبیین نماید و به این ترتیب زمینه‏ای را برای آشنایی با اندیشه‏های نادر (= ناب) و شناخت شیوه‏ی داستان‏پردازی این نویسنده فراهم آورد.