مقایسه عناصر شیمیایی تاج‌بارش و لاشه‌ریزی در توده‌های دست‌کاشت بلند‌مازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey) و کاج رادیاتا (Pinus radiate D. Don) (مطالعه موردی: جنگل‌های چوب و کاغذ مازندران، ساری)

نویسندگان

1 دکتری جنگل‌شناسی و اکولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

2 استاد، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

3 دانشیار گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

4 دانشیار گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

doi
10.22059/jfwp.2021.300521.1094
چکیده

عناصر غذایی در زی­توده روزمینی از طریق تاج­­بارش و لاشه­ریزی به خاک بر می­گردند و از ورودی عناصر غذایی به بوم‌سازگان­های جنگل در مدت طولانی حفاظت می­کنند. هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات عناصر شیمیایی تاج­بارش و لاشه­ریزی در توده­های دست­کاشت بلند­مازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey) و کاج رادیاتا (Pinus radiate D. Don) بود. به­منظور اندازه­گیری غلظت و ورودی عناصر در تاج­بارش، در هر توده 36 عدد جمع­آوری­کننده تاج­بارش نصب شد. ترکیب شیمیایی تاج­بارش شامل اسیدیته، هدایت الکتریکی، نیترات، آمونیوم، فسفات و پتاسیم به­صورت فصلی (پاییز، زمستان، بهار و تابستان)، اندازه­گیری شد. به­منظور اندازه­گیری ورودی عناصر از طریق لاشه­ریزی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم و کربن به شکل فصلی (پاییز، زمستان، بهار و تابستان) نیز اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که غلظت عناصر موجود در تاج­بارش در بهار و تابستان به­طور معنی­داری (05/0>p) بیشتر از زمستان و پاییز بود. در رابطه با ورودی عناصر به­وسیله تاج­بارش نیز میزان ورودی عناصر در توده بلندمازو بیشتر از کاج رادیاتا بود. ورودی عناصر از طریق لاشه­ریزی نیز در توده بلندمازو به­طور معنی­داری (05/0>p) بیشتر از کاج رادیاتا بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که نوع گونه درختی و تغییرات تاج­پوشش و فصول مختلف سال می­تواند ترکیب شیمیایی و میزان ورودی عناصر را به­وسیله تاج­بارش و لاشه­ریزی در توده­های جنگلی دچار تغییر نماید که در این رابطه گونه بلندمازو تمایل بیشتری به بازگشت عناصر به خاک از طریق تاج­بارش و لاشه­ریزی نشان داد. این نتیجه می­تواند توجه مراکز اجرایی را به اهمیّت گونه­های بومی در احیاء و بازسازی مناطق تخریب شده جلب نماید.