تبعات شکل‌گیری فرهنگ ارزشیابی کاذب در مدارس ابتدایی: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سنجش و اندازه‌گیری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

ارزشیابی کاذب از مخرب‌ترین کژکارکردهای موجود در نظام‌ آموزشی است که ماهیت و تبعات مُخربش کمتر شناخته شده ‌است. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی تبعات شکل­گیری فرهنگ ارزشیابی کاذب در مدارس ابتدایی انجام گرفته ‌است؛ شرکت‌کنندگان با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و راهبرد ملاکی، از میان معلمان، مدیران مدارس و متخصصان حوزة سنجش آموزش انتخاب ‌شدند و پس از 27 مصاحبه، اشباع نظری داده‌ها حاصل شد. داده‌ها با مصاحبة­ نیمه‌‌ساختار‌یافته‌ گردآوری‌، و با استفاده از راهبرد کُلایزی در نرم‌افزار مکس.‌کیو.دی.‌ای تحلیل ‌شد. به‌منظور افزایش اتکاپذیری، تأییدپذیری، و باورپذیری صحت داده‌ها، از شیوه‌های «بازرسی و بازبینی در زمان کُدگذاری»، «بهره‌گیری از نظرات همکاران پژوهشی و تأیید آن‌ها»، «تبیین جزئیات دقیق فرایند گردآوری و تحلیل داده‌ها»، «درگیری طولانی‌مدت»، سه‌سو‌سازی و تحلیل موارد منفی استفاده‌ شد. در نهایت، 5 مضمون اصلی شامل تبعاتی برای دانش‌آموزان، معلمان، خانواده­ها، جامعه و نظام آموزشی شناسایی‌ شد. یافته­ها نشان‌دهندة گسترة وسیع آسیب­ها ناشی از شکل­گیری این پدیده است و زنگ خطری برای سیاست­گذاران آموزشی است تا با اتخاذ تدابیر اندیشمندانه مانع از بروز و تشدید چنین تبعاتی شوند. شواهد نشان می‌دهد، کم‌توجهی به اصول سنجش‌آموخته‌ها در نظام آموزش ابتدایی و نبود سازوکارهای مستقل از نظام آموزشی و مؤسسات اعتبارسنجی برای سنجش ملی کیفیت فرایند یاددهی یادگیری در نظام آموزش ابتدایی، زمینه‌ را برای شکل‌گیری و تشدید فرهنگ ارزشیابی کاذب و تبعات ناشی از آن فراهم کرده ‌است.