اثر زوال درختان بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) بر مشخصههای خاک رویشگاه (مطالعۀ موردی: کوهمرهسرخی، استان فارس)
نویسندگان
1 استادیار، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
2 استادیار، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسۀ تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 دانشیار، بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
4 دانشیار، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسۀ تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
5 کارشناس تحقیقات، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسۀ تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
6 استادیار، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
7 کارشناس، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
doi
10.22059/jfwp.2020.305087.1116چکیده
پدیدۀ زوال بلوط مهمترین چالش اکوسیستمهای جنگلی زاگرس در دهۀ اخیر محسوب میشود. با توجه به اهمیت ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در عملکرد اکوسیستمهای جنگلی، اثر زوال درختان بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) بر مشخصههای خاک در جنگلهای کوهمرهسرخی استان فارس بررسی شد. دو قطعۀ یکهکتاری (100×100 متر) دچار زوال در دو جهت شمالی و جنوبی و همچنین دو قطعه در نواحی سالم در جهتهای متناظر انتخاب شدند. در فصل بهار، نمونههای خاک با روش نمونهبرداری منظم از چهار تودۀ مذکور و از عمق 10-0 سانتیمتری جمعآوری و ویژگیهای بافت خاک، محتوای رطوبت، واکنش خاک، هدایت الکتریکی، کربن آلی، ازت کل، پتاسیم و فسفر قابل استفاده و همچنین تنفس میکروبی پایه و برانگیخته و پتانسیل نیتریفیکاسیون اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که واکنش خاک، درصد مواد آلی، کربن آلی و ازت خاک بین تودههای سالم و دچار زوال فاقد اختلاف معنیدار آماری بود. در مقابل، رطوبت خاک (حدود 4-3 برابر)، هدایت الکتریکی (حدود 29-28 درصد) و مقدار فسفر (حدود 5-4 برابر) و پتاسیم (حدود 2 برابر) در خاک تودههای شاهد بهمراتب بیشتر از تودههای دچار زوال بود. بیشترین تنفس برانگیختۀ خاک بهترتیب در تودههای شاهد جنوبی، شاهد شمالی و زوال شمالی با مقادیر 06/2، 67/1 و 38/1 (میلیگرم دیاکسید کربن منتشرشده به ازای 100 گرم وزن خشک خاک در یک ساعت) ثبت شد. در مقابل، روند توجیهپذیری برای تنفس میکروبی پایه مشاهده نشد. پتانسیل نیتریفیکاسیون نیز تحت تأثیر پدیدۀ زوال قرار نگرفت. از یافتههای این تحقیق میتوان استنباط کرد که تاکنون عناصر غذایی خاک تحت تأثیر زوال درختان کاهش شدیدی نداشتند. به نظر میرسد که در کوتاهمدت، ریزش شاخوبرگ خشکیدۀ درختان دچار زوال تا حدودی میتواند کمبود مواد آلی خاک را جبران کند، اما پیشبینی میشود که با گذشت زمان و تضعیف بیشتر درختان، کاهش کیفیت خاک در بلندمدت محسوستر خواهد بود. در انتها، پایش فون میکروبی و آنزیمهای خاک در تودههای سالم و زوالیافته پیشنهاد میشود.