فمینیسم و چالشهای تاریخی در جریانهای فکری انسانشناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
3 دانشجوی دکتری جامعهشناسی و مدرس مدعو دانشگاه مازندران
doi
10.22059/ijar.2015.58754چکیده
از دیدگاه نظریه فمینیستی محدودیتهای ساختاری سبب حذف زنان از فرایند تولید دانش شده است. در طول تاریخ، تولید دانش، موضوع دانش و شناخت دانشمند حوزههایی مردانه انگاشته شدهاند. در این نوشتار با استفاده از مرور اسنادی و فراتحلیل تاریخچه علم انسانشناسی نشان میدهیم که این رشته از پیشداوریها و دیدگاههای جنسیتزده مصون نبوده و در دوران شکلگیری و تحول، بسته به پارادایمهای مسلط تاریخی جهتگیری کرده است. جریان فمینیسم در عرصه دانشگاهی، رشته انسانشناسی را با چالشهای هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختیای مواجه ساخت که سبب تغییر بنیادین پارادایمهای پیشین شده است. سه چالش عمده در این حوزه نفی ذاتانگاری زیستیشناختی، نفی تفاوتهای جنسیتی مغزی- هوشی و رد نظریه حرم و سلطه جنسی نرینه در نخستیها بوده است. در نتیجه، رشته انسانشناسی در دوران معاصر، تحت تأثیر سه چالش تاریخی فمینیستی، با کنار گذاشتن دیدگاههای طبیعتگرایانه و برساختگرایانه، به تأیید ارتباط میان پیوند میان طبیعت و تربیت گرویده است.