نگاه پدیدارشناسانه به‎‌معنای تجربه زیسته سردرگمی در انتخاب محصولات

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

2 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد علوم تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jibm.2018.259624.3088
چکیده

هدف: واکاوی تاریخچه مفهوم سردرگمی مصرف‌کنندگان، به‌طور شفاف نشان‌دهنده شکاف عمیق مطالعاتی در این حوزه است. در این مطالعه به‌دنبال معنای سردرگمی و ادراک مصرف‌کنندگان از این مفهوم و جنبه‌های ناپیدای آن بودیم، از این رو تلاش کردیم تا از خلال تجربه زیسته آنان، به مفهوم سردرگمی برسیم. روش: برای این منظور، مراکز خرده‌فروشی را انتخاب کردیم تا افراد به‌راحتی بتوانند ادراک و تجربه سردرگمی‌ خود هنگام خرید کالاهای تندمصرف را احیا و تشریح کنند. به‌منظور دستیابی به اهداف پژوهش، رویکرد کیفی مد نظر قرار گرفت و از روش پدیدارشناسی استفاده شد. مشارکت‌کنندگان به تعداد 27 نفر طبق نمونه‌گیری هدفمند چندگانه انتخاب شدند. سپس داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمقی جمع‌آوری شدند و کدگذاری انجام شده و مفاهیم و مقوله‌ها استخراج شدند. یافته ‎ها: تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها نشان داد تجربه سردرگمی مصرف‌کنندگان، شامل سه بعد اصلی عاطفی و شناختی و رفتاری است که چهار مضمون اصلی تأثیرگذار بر آن سبک تصمیم‌گیری، دانش ترغیب مصرف‌کننده، هزینه‌های مصرف‌کننده و ویژگی کالاست. در نهایت به راهکارهای کاهش و خروج از سردرگمی اشاره شد. نتیجه ‎گیری: این پژوهش با به‌کارگیری روش پدیدارشناسی، یکی از مطالعات اولیه درباره معنای مستتر در مفهوم سردرگمی مصرف‌کنندگان است. در این پژوهش مفاهیم و مقوله‎‌های متعدد جدیدی در حوزه سردرگمی مصرف کنندگان کشف شد که در مطالعات پیشین به آنها اشاره‎ای نشده بود.