فهم تجربۀ زیستۀ سوگ در محیط کار: جهتگیری انتقادی
نویسندگان
1 گروه مدیریت- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
این پژوهش در راستای فهم تجربه سوگ در بافتار سازمانی انجام شد. در این راستا دیدگاهها و تجربههای 23 نفر از کارکنان سوگوار در قالب مصاحبههای روایتی بررسی شد. برای انتخاب افراد از پنج معیار تنوع سازمانی، فاصله زمانی از فقدان، نوع سوگ، اشتغال مستمر پس از فقدان و آمادگی روانی برای گفت و گو استفاده شد. در تحلیل دادهها رویکرد بازتابیِ تحلیل تم بهکار گرفته شد و امکانهای این رویکرد برای تحلیل دادهها مورد بررسی قرار گرفت. در تفسیر دادهها جهتگیری انتقادی و نظریه حفظ منابع محل تمرکز پژوهشگر بود و ارزشهای متناقضِ همدلی و کارایی در تفسیر سوگ مدنظر قرار گرفتند. تمهای حاصل از تحلیل دادهها عبارت بودند از پارادوکس کارایی-همدلی، بهرسمیت شناخته نشدن تفاوتها، مرزهای سیال کار و زندگی شخصی و بازتعریف هویت حرفهای در مواجهه با سوگ. ده تم فرعی حاصل از تحلیل، در قالب این تمهای چهارگانه تنظیم شدند. یافتهها نشان داد که در محیطهای کاری، کارایی اغلب بر همدلی تقدم دارد و سوگ به عنوان یک تجربه فردی و نه جمعی دیده میشود. تفاوتهای فردی در فرآیند سوگواری نادیده گرفته میشوند و حمایتهای سازمانی عمدتاً استانداردسازی شده و ناکارآمدند. مرزهای میان کار و زندگی شخصی در مواجهه با سوگ دچار تغییر شده و در مواجهه با فقدان، بازسازی یا از دست دادن هویت حرفهای افراد رخ میدهد. نتایج این پژوهش دلالتهای مدیریتی ویژهای برای سیاستگذاریهای سازمانی و طراحی مداخلات حمایتی داشت.