تأثیر تعهد مدیران ارشد، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی بر سرمایه مشتری
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jibm.2018.255846.3021چکیده
هدف: از آنجا کهمزیت دانشی انسانها به منبع مزیت رقابتی بیبدیل در بازار تبدیل شده و زیرساخت سرمایه انسانی بر مدیریت استعدادها، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی استوار است، نهادینهسازی این زیرساختها در سازمان به حمایت کافی و پشتیبانی مدیران ارشد سازمان نیاز دارد. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر تعهد مدیران ارشد (با ابعاد تأکید استراتژیک، تعامل درون و برونسازمانی و تخصیص منابع) و مدیریت دانش (با ابعاد کسب دانش، خلق دانش، کاربرد دانش، انتقال دانش و ثبت دانش) و یادگیری سازمانی بر سرمایه مشتری (با ابعاد هوش بازار، مشعوف شدن مشتری و وفاداری مشتری) است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و روش آن توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش 700 نفر از کارکنان شرکت سازهگستر سایپا بهعنوان تأمینکننده قطعات خودرو در تهران است که از میان آنها 220 نفر برای نمونه بهصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد است. تحلیل دادهها بهکمک آزمونهای آماری تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر شده و آزمون تی با استفاده از نرمافزارهای لیزرل و اس.پی.اس.اس به اجرا درآمده است. یافتهها: متغیر تعهد مدیران ارشد (با شاخصههای تاکید براستراتژیک بودن، تعاملات درون سازمانی و برونسازمانی) تنها زمانی بر سرمایه مشتری (هوش بازار، مشعوف شدن مشتری و وفاداری مشتری) تأثیرگذار است که متغیرهای مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در نظر گرفته شود. برطبق شاخصهای برازش کلی مدل، شاخصهای موجود در مدلهای اندازهگیری برای سنجش خصیصه مربوطه در سازه معتبر است. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که همه ابعاد برای پیشبینی سرمایه مشتری در این شرکت مهم هستند. بنابراین، حمایت از یادگیری سازمانی مبتنی بر بازار بر اساس زیرساخت مدیریت دانش، باعث میشود سرمایه مشتری نوعی مزیت رقابتی پایدار برای شرکت باشد.