بررسی تأثیر ابعاد مدل رفتار برنامهریزیشده بر قصد خرید مواد غذایی محلی (نمونه پژوهش: محصول عسل)
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران. ایران.
2 کارشناس ارشد، گروه مدیریت اجرایی، دانشگاه البرز، قزوین، ایران
doi
10.22059/jibm.2019.259239.3078چکیده
هدف: در سالهای اخیر علاقه مصرفکنندگان سراسر جهان به مواد غذایی که از منابع محلی بهدست میآیند، افزایش یافته است. با وجود افزایش توجه مصرف مواد غذایی محلی، رفتار مصرفکنندگان در موضوع مواد غذایی محلی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه هنوز بهخوبی درک نشده است. هدف این پژوهش بررسی قصد خرید مصرفکنندگان مواد غذایی محلی با استفاده از مدل رفتار برنامهریزیشده است. روش: در این پژوهش، متغیرهای قومگرایی، خودتفسیری و حساسیت قیمتی بهعنوان تعدیلکننده به مدل اصلی اضافه شده است.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی، از نوع پیمایشی است. جامعه هدف این پژوهش را همه شهروندان شهر قزوین تشکیل میدهند. تعداد نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر به دست آمد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده و روش تحلیل دادهها مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SmartPLS3.2.6 بوده است. یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که ابعاد مدل رفتار برنامهریزیشده (نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتار درکشده) بر قصد خرید تأثیر مثبت میگذارند. همچنین، حساسیت قیمتی بر رابطه میان نگرش بر قصد خرید، نقش تعدیلکننده دارد؛ بدین معنا که به افزایش رابطه این دو منجر میشود. علاوه بر این، بر اساس نتایج قومگرایی بر رابطه هنجار ذهنی بر قصد خرید، خودتفسیری بر رابطه کنترل رفتار درکشده بر قصد خرید و حساسیت قیمتی بر رابطه هنجار ذهنی و کنترل رفتار درکشده بر قصد خرید نقش تعدیلکنندهای ندارند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که ابعاد مدل، رفتار برنامهریزیشده و حساسیت قیمتی پیشبینیکننده قصد خرید هستند. بنابراین، نتایج این یافتهها میتواند به تولیدکنندگان، بازاریابها و فروشندگان مواد غذایی محلی در تصمیمگیری برای سرمایهگذاری، تبلیغات و فروش کمک کند.