تحلیل محتوای نظریههای مبتنی بر همکاری کسبوکارها با تأکید بر کارکردهای شبکهسازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت و توسعه کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 استاد گروه مدیریت و توسعه کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3 استادیار، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج،ایران
4 استاد، گروه مدیریت و توسعه کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی،دانشگاه تهران، کرج، ایران
doi
10.22059/jibm.2018.261256.3125چکیده
هدف: شبکهسازی، نوعی استراتژی سازمانی برای کنشگران شبکه بهشمار میرود و کارکردهای متعددی دارد. این کارکردها که با محوریت جریان منابع و اطلاعات آغاز میشوند، در نهایت به منافع اقتصادی برای عناصر شبکه منجر خواهند شد. بر این مبنا، نظریههای متعددی با همکاریهای کسبوکار در قالب شبکهها و پیوندهای چندجانبه توجه کردهاند که این توجه برای درک کارکردها و مزایای شبکه حائز اهمیت است. در این راستا، هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین کارکردهای شبکهسازی از زاویه دید شش نظریه شامل هزینه مبادله، ادغام و اکتساب، وابستگی منابع، نمایندگی، محوریت منابع و اتحادهای استراتژیک بود. روش: این مطالعه با رویکردی استقرایی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی هدایت شد. با بهرهگیری از تکنیکهای نمونهگیری گلوله برفی و نظری، 41 عنوان مقاله با محوریت نظریههای نامبرده انتخاب و به روش کیفی تحلیل شدند. یافتهها: در رویکرد تحلیل محتوا، پس از انتخاب واحد تحلیل و واحدهای معنایی، مضامین تبیینکننده کارکردهای شبکهسازی تحت عنوان «کسب منابع و بهبود مزیت رقابتی»، «توسعه قدرت کنترلی و بهبود ساختار مدیریتی» و «تعدیل ظرفیتها و متنوعسازی» در شرکتها شناسایی شدند. نتایج نشان داد، برخی از نظریهها در خصوص ارتباط و شبکه، دیدگاه اقتصادیِ صرف داشتند، در حالی که برخی دیگر با نگاهی چند بعدی به موضوع مد نظر پرداخته و مقولاتی همچون تعاملات و تنوع کنشگران را نیز مورد توجه قرار داده بودند. بهطور کلی، نتایج نشان داد که نظریههای ادغام و اکتساب و وابستگی منابع بهطور مناسبتری مضامین تبیینکننده کارکردهای شبکهسازی را توضیح میدهند. نتیجهگیری: دیدگاه ادغام و اکتساب و نیز اتحادهای استراتژیک از جمله نظریههایی محسوب میشوند که به نقشهای ارتباطی و اقتصادی شبکهها بهصورت آمیخته و متوازن توجه کردهاند. بهطور کلی، تحقیق حاضر برای انتخاب مقالات مورد مطالعه، بهطور چشمگیری بر محتوا و بنیانهای آن در تبیین نظریههای نامبرده متمرکز شد و بر این اساس، دیدگاههای انتقادی مربوط به این نظریهها مورد توجه قرار نگرفت؛ از این رو، لازم است در مطالعات آتی رویکردهای انتقادی در این باره مد نظر قرار گیرد.