تبیین ماهیت نوگرایی انقلاب ایران از منظر پارادایم اصالت‌گرای اسلامی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علوم‌پزشکی همدان

doi
10.22084/rjir.2016.1445
چکیده

مناسبات تحول خواهی در ایران و تبیین رابطه آن با وقوع انقلاب اسلامی از مسائل مهم تحلیلی در حوزه انقلاب ایران است. قبل از وقوع انقلاب، دو جریان نوگرایی ملی و بومی در عصر صفوی و تجدد خواهی غربی و مدرن در دوران قاجار و پهلوی حاکمیت یافتند. اما ظهور انقلاب ایران به تثبیت و حاکمیت جریان و پارادایمی نوین تحت عنوان الگوی اصالت گرای اسلامی انجامید. این مدل که به نوعی نتیجه چالش میان معتقدان دو جریان قبلی بود با تکیه بر مبانی وحیانی و اقتباس از برخی مؤلفه‌ها حاکم بر فرهنگ مدرن بشری تلاشی جدید در جهت ایجاد الگوی نوین و کارآمد در حوزه نوگرایی در تاریخ ایران معاصر نمود. بر این اساس سؤال اصلی مقاله حاضر این است که چه رابطه‌ای میان موضوع تحول خواهی در ایران و وقوع انقلاب وجود دارد و جریان نوگرایانه این انقلاب با چه قبول و ردی نسبت به دیگر جریان‌ها بروز و ظهور می‌یابد. فرض بر این است که الگوی انقلاب اسلامی، الگوی تلفیقی و در عین حال با مؤلفه‌های خاص و در عین حال منحصر بفرد از دیگر مدل‌های تحول خواهی در ایران بوده است؛ فارغ از باور معمول در این حوزه که صرفاً انقلاب ایران را جمع میان دو مقوله سنت و تجدد می‌دانند. بیان روند تاریخی چرائی شکل‌گیری جریان و پارادایم اصالت‌گرا و ترسیم معقول و دقیق از تلاش این الگو جهت تلفیق میان ادبیات گفتمانی دیگر جریانات نوگرایانه به همراه توصیف و توضیح مؤلفه‌های خاص و متمایز همین جریان از جنبه‌های نوآورانه این تقریر است.