انقلاب اسلامی، پیشنیازی برای تحقق متوازنسازی مثبت در روابط خارجی ایران
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22084/rjir.2016.1446چکیده
در این مقاله مفهوم متوازنسازی مثبت و متوازنسازی منفی به عنوان یک راهبرد امنیتسازی در روابط خارجی ایران از دوران صفویه تاکنون مطرح میشود. متوازنسازی مثبت و منفی که با موازنه مثبت/ منفی و توازن قدرت تفاوتهایی دارد، تابعی از ساخت مستحکم و متعادل قدرت در داخل کشور است. با بررسی تاریخی نشان می-دهیم، متوازنسازی در روابط خارجی ایران از زمان تشکیل دولت صفوی تا سقوط حکومت پهلوی عمومأ متوازن-سازی منفی و غیرسودمند بوده است. یکی از دلائل اصلی متوازنسازی منفی در تاریخ روابط خارجی ایران، فقدان مشروعیت و مقبولیت مردمی در دولتهای ایرانی بوده است. بر این اساس انقلاب اسلامی با فراهم کردن زمینه مشارکت تودههای مردم در تعیین سرنوشت خود، علاوه بر تکمیل ضلع سوم از عناصر بنیادی تشکیل دهنده نهاد دولت (سرزمین، انحصار خشونت و مشروعیت اعمال خشونت)، بنیادیترین عنصر ساخت مستحکم قدرت را در داخل فراهم کرده است. سیاست متوازنسازی مثبت ایران در پایان جنگ تحمیلی با وجود فقدان عناصر مادی قدرت، مستظهر به حماسه مردم در دفاع 8 ساله از کشور و حمایت تودههای مردم از دولت جمهوری اسلامی بوده است. این مقاله با مطالعه ادوار تاریخ روابط خارجی ایران به بررسی مقایسهای متوازنسازی مثبت و منفی در دولتهای مختلف ایرانی میپردازد و نشان میدهد راهبرد متوازنسازی دولتهای ایرانی در گذشته ( به استثناء دولت مقتدر شاه عباس صفوی) که با هدف افزایش آستانه امنیتی ایران صورت میگرفته است، به دلیل ساخت ناموزون، متزلزل و غیرمشروع قدرت در داخل همواره منفی بوده و در صحنه عمل منجر به ناامنی بیشتر برای دولتهای ایرانی میشده است.