تبیین ساز وکارهای بازتولید سلطه پادشاهی سعودی در پرتو بهار عربی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه یاسوج
doi
چکیده
هدف این مقاله پاسخ به سه پرسش اساسی در مورد رژیم حاکم بر عربستان سعودی است. نخست اینکه رژیم حاکم بر عربستان چگونه سلطه خود را بازتولید میکند؟ دوم اینکه چرا موج تحولات اخیر خاورمیانه (موسوم به بهار عربی) که منجر به دگرگونی و تغییرات عمدهای در کشورهایی چون مصر، تونس، لیبی، عمان و سایر شورهای عربی منطقه شد به عربستان سرایت نکرد و این کشور در مقایسه با سایر کشورها و دولتهای منطقه از این سونامی سیاسی جان سالم بدر برد؟ سوم اینکه چگونه در بطن حاکمیت غیر دموکراتیکترین رژیم در میان کشورهای خاورمیانه، یکی از انعطافپذیرترین رژیمها حیات دارد؟ مقاله حاضر میکوشد با روش پژوهش کیفی(از نوع تبیین علّی) و با بهرهگیری از نظریه لویی آلتوسر در خصوص «ایدئولوژی و سازوبرگهای ایدئولوژیک دولت»، وضعیت گذشته و کنونی رژیم حاکم بر عربستان را در راستای پاسخ به پرسشهای یاد شده مورد بررسی قرار داده و نشان دهد که دستگاه سرکوبگر و همچنین دستگاه ایدئولوژیک دولت چگونه در کنار هم عمل میکنند تا نظم و ثبات رژیم حاکم را حفظ و تداوم بخشند. یافتههای پژوهش نشان میدهد، دستگاه سرکوبگر آلسعود از طریق ائتلافسازی با علمای وهابی به عنوان عامل مشروعیتبخش به ساز و برگ ایدئولوژیک دولت، اتکا به درآمدهای نفتی و اتحاد با ایالات متحده امریکا، چهار عامل کلیدی هستند که موجب بازتولید سلطه رژیم حاکم، بر جامعه این کشور و گذر موفقیتآمیز این رژیم از امواج تحولات بهار عربی بوده است