تحلیل و بررسی سوالِ آیا کانت ایدهآلیسم است؟ با تکیه بر آراء نیچه و شوپنهاور
نویسندگان
1 دکترای فلسفه محض، استاد مدعو گروه معارف دانشکده فنی و حرفه ای یزد
2 دکترای فلسفه گرایش حکمت متعالیه، عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر
doi
10.30465/os.2022.38079.1776چکیده
وجه تمایز ایدهآلیسم کانت با ایدهآلیسم جزمی و مادی در نقد اول بطور کامل مشخص است. یک نوع ایدهآلسیم دیگر که کانت به انکار آن میپردازد؛ ایدهآلیسم اِشکالی (problematic)(صوری) است که علم انسان به جهان خارج را به واسطهی همین تجربه درونی و مفاهیم میداند که آنهم نیازمند استدلال به شیوه تحلیلی است. کانت در مقابل این ایدهآلیسم، بحثِ ایدهآلیسم استعلایی را پیش میکشد، هر چند بطور کلی با ایده آلیسم صوری یا اِشکالی و روش آن موافقت کامل دارد. سوال اساسی در اینجاست که وجه تمایز انواع ایده آلیسم های مختلف در چه موردی است؟ و وجه برتری از آن کدام نوع است؟ و دلایل این برتری در چه جنبه های است؟ در این مقاله به جنبه های برتری ایده آلیسم استعلایی بر ایده آلیسم مطلق می پردازیم، در عین حال مشکلات جدیدی که دراین باب بوجود می آید را بیان نموده ایم؛ همچنین شوپنهاور و نیچه نقدهای برندهای در بحثِ فی نفسه دارند که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است، بخصوص نیچه که معتقدست کانت یک نوع بازی در این مطلب انجام داده است. در تحلیل نهایی به نتیجه رسیدم که کانت علی رغم همه موضوعاتی که برای وجه تمایز خود با ایدهآلسیم جزمی و اِشکالی ارائه می دهد؛ در باب اعتبار شناخت و تبین وجودات خاص خارجی با مشکلات جدی مواجه میشود.