سیاست کنش متوازن چین و برنامه هستهای ایران
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز
2 استادیار علوم سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز
doi
چکیده
تبدیل شدن برنامه هستهای ایران در یک دهه اخیر به یکی از موضوعهای مهم و بحثبرانگیز امنیت بینالمللی باعث شده تا حساسیتهای فراوانی نسبت به نقش و موضع قدرتهای بزرگ در قبال این برنامه شکل گیرد. این مقاله با هدف واکاوی موضع چین به عنوان یک قدرت در حال ظهور و در عین حال نزدیک به ایران معتقد است که رویکرد چین در قبال برنامه هستهای ایران بر «سیاست کنش متوازن» ابتنا یافته است. بر همین اساس، چین هم به الزامات رابطه با ایران توجه داشته و هم به عنوان یک «قدرت بزرگ مسئول» ناگزیر از پاسخگویی به سایر قدرتها بوده است. در تلاش برای تبیین و ارائه پاسخ به چرایی اتخاذ این رویکرد از جانب چین، این مقاله زمینههای اتخاذ این موضع از جانب چین را در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی مورد بررسی قرار میدهد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در سطح ملی تکثر هویتهای بینالمللی چین و نیازهای اقتصادی، در سطح منطقهای حفظ توازن در خلیج فارس و در سطح بینالمللی اهمیت روابط با اسرائیل، رویکرد چین به مسئله گسترش هستهای و حفظ توازن در روابط همزمان با ایران و امریکا در اتخاذ این موضع گیری چین موثر بوده است. با هدف بررسی این ادعا، این مقاله بعد از ارائه چارچوب نظری، نخست روندهای سیاست کنش متوازن چین در قبال برنامه هستهای ایران را مد نظر قرار داده و در ادامه ریشههای اتخاذ این سیاست در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی را تببین میکند.