الزامات راهبردی انقلاب اسلامی برای علم سیاست
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام// رییس مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور
doi
چکیده
بیان این واقعیت که بین نظام سیاسی و نوع دانش در هر جامعه ارتباطی وجود دارد که استقرار و استمرار قدرت را میسر و ممکن میسازد، ما را به آنجا رهنمون میگردد تا از دانش سیاسی مطلوب در ایران متناسب با آموزههای راهبردی انقلاب اسلامی سؤال نماییم. به عبارت دیگر انقلاب اسلامی اقتضائات خاص خود را دارد که تمام حوزههای علمی و از آن جمله علم سیاست را تحت تأثیر قرار میدهد. از این منظر سؤال اصلی محقق آن است که: تأثیرات راهبردی انقلاب اسلامی در حوزه علم سیاست کدامند؟ جهت پاسخگویی به این سؤال، محقق با استفاده از روش تطبیقی، نخست به تبیین مرزهای افتراق علم سیاست اسلامی و سیاست سکولار پرداخته و در نهایت الگوی ایرانی سیاست را پیشنهاد نموده است. الگویی که از چهار حیث تحت تأثیر آموزههای برآمده از ماهیت انقلاب اسلامی قراردارد: نخست: هستی شناسی که جهانبینی دوبعدی اسلام را در مقابل جهانبینی تک بعدی سکولار قرار میدهد؛ دوم: معرفت شناسی که رویکرد نرمافزارانه فرهنگ ایرانی را در مقابل رویکرد خشونت طلبانه مطرح میسازد؛ سوم: غایت شناسی که سعادتگرایی را به عنوان بدیلی برای قدرت طلبی پیشنهاد مینماید؛ چهارم: روش شناسی که اخلاقگرایی را در مقابل ابزارگرایی مطرح و پیشنهاد مینماید.