الگوی بازاریابی هنرهای تجسمی مدرن و معاصر در بستر نهادی: مطالعه داده‎بنیاد بازار ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی، تهران.ایران

2 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری،دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی،تهران، ایران

4 استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنر،تهران، ایران

doi
10.22059/jibm.2018.252666.2957
چکیده

هدف: بهره‎مندی از فرصت بازار در حال رشد تجارت آثار هنری مدرن و معاصر تجسمی ایران، مستلزم داشتن رویکردی درباره هدایت هنرمندان در این بازار نوظهور در جهت ماندگاری و تعیین نقش بازاریابی برای بازیگران آن است. از این رو، هدف از نگارش این مقاله، ارائه الگوی بازاریابی از دیدگاه نهادی برای بازار هنر ایران است. روش: این پژوهش کیفی ـ اکتشافی بر مبنای رویکرد پارادایمی اشتراوس و کوربین در روش نظریه­پردازی داده‎بنیاد با استفاده از 49 مصاحبه با متخصصان بازاریابی هنر انجام شده است. یافته‎ها: تحلیل داده­های مبین آن است که دنیای نهادی هنر همچون بستری برای بازار هنر و ارزش­های پایه­ای آن، محرک تغییر در نقش­های بازیگران شبکه کسب‎وکار نهادی هنر است. نتیجه‎گیری: برهم­کنش­های بازیگران شبکه تجارت آثار هنرهای تجسمی به عنوان پدیده محوری، تحت تأثیر شرایط مداخله­گر محیط کلان و شرایط زمینه­ای هم­شکلی­های نهادی است. این مقوله­ها موجب کنش و برهم­کنش­های بازاریابی هنر و آمیزه آن، تحقیقات بازاریابی هنر، بخش­بندی، هدف­گذاری و موضع­گیری در بازار هنر می­شوند. در نهایت، ارزش­های اقتصادی هنر، فرایند رشد، تأیید، ماندگاری و اعتباریابی نهادی هنرمند در بازار هنر از آنها حاصل می­شود.