بررسی تأثیر گرایش استراتژیک کسب‌وکار بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش

نویسندگان

1 استادیار مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران

2 استادیار مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری مدیریت استراتژیک، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران

doi
10.22059/jibm.2018.231985.2575
چکیده

هدف: هدف این مقاله بررسی نقش میانجی مدیریت دانش در رابطه استراتژی کسب‌وکار و عملکرد سازمانی در شرکت‌های حوزه فناوری اطلاعات است. برای رسیدن به این هدف، محدودیت‌هایی وجود دارد که به‎منظور فائق آمدن بر آنها، در این مقاله از رویکرد مقایسه‎ای برای سنجش استراتژی، رویکرد کارت امتیازی متوازن برای سنجش عملکرد سازمانی و در نهایت از طبقه‌بندی سازوکارهای فنی و غیرفنی برای سنجش سازوکارهای مدیریت دانش که تا کنون در ادبیات موضوع از آن استفاده نشده، بهره برده شده است. روش: روش پژوهش از نظر هدف در دسته پژوهش‎های کاربردی قرار می‎گیرد و از نظر گردآوری داده‎ها توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را شرکت‎های فعال در حوزه فناوری اطلاعات تشکیل داده‎اند. ابزار جمع‎آوری اطلاعات پرسش‎نامه است که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده 250 پرسش‎نامه توزیع و در نهایت 181 پرسشنامه بازگشت داده شد. برای ارزیابی مدل مفهومی پژوهش، از رویکرد تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‎ها: گرایش استراتژیک سازمان هم به‎طور مستقیم بر عملکرد سازمانی تأثیر دارد و هم به‎طور غیر مستقیم و از طریق متغیر میانجی سازوکار‌های مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی تأثیر می‌گذارد. نتیجه‎گیری: گرایش استراتژیک یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی است که نقش میانجی مدیریت دانش در این رابطه نیز تأیید شد. نتایج پژوهش در حوزه مباحث استراتژیک و مدیریت دانش، نوآوری‌های تئوریکی به همراه دارد و به مدیران در درک چگونگی تأثیرگذاری هر یک از ابعاد گرایش استراتژیک بر ابعاد عملکرد در عصر دانش کمک می‎کند.