مطالعه تطبیقی مناسبات دین و سیاست از دیدگاه امام خمینی(ره) و علی عبدالرازق

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه بوعلی سینا

doi
چکیده

اندیشمندان مسلمان در مورد چگونگی برقراری رابطه بین دین و سیاست، خصوصاً در قرن اخیر، نظریه‌هایی مطرح کرده‌اند که در بعضی موارد مخالف یکدیگر هستند. در این نوشتار سعی شده است که با مقایسه دو نظریه مشهور در این رابطه، علل اختلاف دیدگاه این اندیشمندان تبیین گردد. برای نیل به این هدف به بررسی موردی دیدگاه دو نظریه‌پرداز به‌نام دنیای اسلام یعنی امام خمینی(ره) به‌عنوان مدافع رابطه همه جانبه دین و سیاست در قالب ولایت فقیه، و علی عبدالرازق به‌عنوان نماینده طرفداران سکولاریسم، در چارچوب نظریه بحران اسپریگنز پرداخته شده است. بر اساس این چارچوب، هر نظریه سیاسی طی چهار مرحله: مشاهده بحران، تشخیص علل، بازسازی ذهنی جامعه و ارائه راه درمان، در ذهن نظریه‌پرداز شکل می‌گیرد. فرضیه پژوهش حاضر از این قرار است که امام خمینی(ره) و عبدالرازق نیز طی این چهار مرحله و تحت تأثیر شرایط و بحران ویژه‌ای دیدگاه خود را مطرح کرده‌اند، سپس برای اثبات نظریه‌شان هر کدام به آیات خاصی از قرآن کریم استناد می‌کنند. این نکته به وضوح اثبات کننده این مطلب است که شرایط و بحرانی که هر اندیشمندی با آن مواجه است، سهم به‌سزایی در شکل‌گیری نظریه‌های سیاسی دارد و در نتیجه موجب اختلاف در نظریه‌ها می‌گردد.