مفهوم «دیرند» در فلسفه ی هانری برگسون و تاثیر آن بر روایت در جنبش سینمای هنری اروپا
نویسندگان
1 دانشیار گروه نمایش دانشگاه هنر تهران
2 دانشجوی دکترای فلسفه ی هنر،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
3 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران شمال
doi
10.30465/os.2021.36898.1730چکیده
زمان از دیدگاه هانری برگسون، فیلسوف فرانسوی(1859-1941) عبارت است از تجمع، تکامل و استمرار، و استمرار عبارت است از تکامل دائمی زمان گذشته که در آینده فرو میرود. این دیدگاه پاسخ فلسفهی او به پرسش همیشهگی انسان در رابطه با ذات زمان است که از دل آن مفهوم دیرند هویدا می شود. این مقاله بر آن است تا به تبیین مفهوم دیرند (Duration) در فلسفهی هانری برگسون بپردازد و از آنجا که فرضیهی اصلی این مقاله تاثیر مفهوم دیرند، بر جنبش سینمای هنری اروپا، در حوزه ی روایت و ساختار روایی آن است. ازین رو مقاله ی پیش رو در جهت اثبات این فرضیه، پس از تبیین مفهوم دیرند، به بررسی برخی از فیلمهای جنبش سینمای هنری اروپا، یعنی فیلمهای هیروشیما عشق من 1959- سال گذشته در مارین باد 1961- جاویدان 1963 خواهد پرداخت و ازین طریق نشان میدهد که این فیلمها با ایجاد چینشهای زمانی بدیع و پیچیده، زمانپریشی در روایت و خلق انواع گذشتهنگرهای درونی، بیرونی و مرکب به عرضه ی متفاوت از زمان روایی دست یافتهاند که با تعریف هانری برگسون از زمان و مفهوم دیرند قابل ترجماناند، ولذا این مقاله در پی دستیابی به الگویی واحد برای خوانش و واکاوی این نوع روایات زمان محور است.