بررسی تأثیر بانکداری سایه بر انتقال سیاست پولی در ایران با استفاده از رویکرد DSGE

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

2 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران (نویسندۀ مسئول).

3 استاد گروه اقتصاد، پژوهشکدۀ اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22084/aes.2025.30883.3788
چکیده

شناخت دقیق مکانیزم‌های انتقال سیاست پولی و عوامل مؤثر بر آن، به‌منظور اجرای موفق یک سیاست پولی امری ضروری است. فعالیت بانک‌داری سایه به‌دلیل تداخل در نقش وام‌دهی بانک‌ها، می‌تواند کانال اعتباری انتقال سیاست پولی را تضعیف کند. بر این‌اساس و با توجه به افزایش فعالیت بانک‌داری سایه در نظام مالی ایران طی سال‌های اخیر، پرسش اصلی این است که بانک‌داری سایه چه تأثیری بر انتقال (اثربخشی) سیاست پولی در ایران دارد؟ هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بانک‌داری سایه بر انتقال سیاست پولی در ایران است. برای این‌منظور از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی استفاده شده است که در آن، دو سناریوی اقتصاد بدون بانک‌داری سایه و اقتصاد با بانک‌داری سایه درنظر گرفته شده است. در هر سناریو، تأثیر شوک دو سیاست پولی تغییر نرخ رشد عرضۀ پول و تغییر نرخ سود (بهره) بر متغیرهای تولید، سرمایه‌گذاری و تورم بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که وجود بانک‌داری سایه در اقتصاد، باعث تضعیف کانال اعتباری انتقال سیاست پولی شده و تأثیر سیاست‌ پولی بر هر سه متغیر را کاهش می‌دهد. این یافته‌ها نشان می‌دهد هنگامی که بانک‌داری سایه وارد مدل می‌شود، به‌دلیل این‌که بانک‌های سایه تابع مقررات سخت‌گیرانۀ بانک مرکزی نیستند، کاهش وام‌دهی بانک‌های تجاری (سنتی) درنتیجۀ اعمال سیاست پولی انقباضی را تا حدی جبران می‌کنند. این موضوع باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در واکنش به شوک منفی نرخ رشد پول افزایش یابد. با اعمال شوک مثبت نرخ بهره نیز واکنش متغیرهای تولید و سرمایه‌گذاری در سناریوی با بانک‌داری سایه نسبت به سناریوی بدون بانک‌داری سایه معکوس می‌گردد.