عوامل مؤثر بر فقر در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر شاخصهای سلامت
نویسندگان
1 استادیار گروه پژوهشی اقتصاد ایران و توسعه، پژوهشکدۀ اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد سلامت، گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).
4 دانشیار گروه پژوهشی اقتصاد کشاورزی، پژوهشکدۀ اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22084/aes.2024.28522.3652چکیده
فقر، محرومیت آشکار از رفاه است. دستیابی به برابری جنسیتی بهعنوان یکی از اهداف کلیدی دستور کار 2030م. برای توسعۀ پایدار تلقی میشود و زنان نقش بسیار مهمی را هم بهعنوان نیروی کار، هم بهعنوان منشأ اصلی تربیت و سلامت فرزندان و خانواده ایفا میکنند. براساس نتایج تحقیقات مختلف عواملی که بر فقر زنان تأثیرگذارند؛ متفاوت از مردان میباشد و به شاخصهای سلامت توجه چندانی نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی متغیرهای مؤثر بر فقر در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر شاخصهای سلامت است. بازۀ زمانی پژوهش 1390 تا 1400ه.ش. است و اطلاعات 92 عامل مؤثر بر فقر زنان در قالب عوامل سلامت، عوامل سیاسی، عوامل فردی، عوامل فرهنگی-اجتماعی، عوامل اقتصادی و سایر عوامل با استفاده از مدلهای بیزین غیرخطی مورد بررسی قرار گرفت. براساس میزان خطا، مدل BMA از بالاترین دقت برخوردار بود. پس از برآورد مدل، 17 متغیر پرداخت شخصی، هزینههای کمرشکن، شاخص DALYS، شاخص فقر سلامت، عدالت سلامت، اجاره یا رهن مسکن، استانهای محروم، استانهای مرزی، بیهمسر بر اثر طلاق، سرمایۀ انسانی، فساد، تحریم، نرخ بیکاری، نرخ رشد اقتصادی، تورم، نسبت شهرنشینی بهعنوان متغیرهای مؤثر شناسایی گردید. با توجه به اینکه بالاترین تأثیر بر فقر زنان را رشد اقتصادی (تأثیر منفی) و تورم (تأثیر مثبت) دارند؛ درنتیجه سیاستهای سمت عرضه، مانند بهبود فضای کسب و کار، بهبود وضعیت بازار اشتغال میتواند بالاترین تأثیر را بر کاهش فقر زنان داشته باشد.