تأثیر سیاست‌های مالی بر متغیرهای کلان اقتصادی ایران: شواهدی از الگوی خود رگرسیون برداری ساختاری بیزی

نویسندگان

1 استاد گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران

2 استاد گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران

3 دانشجوی دکتری اقتصاد گرایش بخش عمومی، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

doi
10.22084/aes.2023.27202.3539
چکیده

براساس برخی دیدگاه‌‌های رایج در اقتصاد کلان سیاست‌‌های مالی می‌‌تواند در متغیرهای کلان اقتصاد‌ها و دستیابی به اهداف اقتصاد کلان مؤثر باشد. تا چند دهۀ گذشته بیشتر از ابزار‌های سیاست پولی برای این‌منظور استفاده می‌‌شد، اما از زمان آغاز بحران مالی جهانی سال 2008م. علاقه‌مندی مجددی به استفاده از سیاست‌‌های مالی به‌عنوان ابزاری تثبیت‌کننده به‌وجود آمده است. در مطالعات قبلی پیامد‌های اقتصاد کلان هزینه‌‌ها و درآمدهای دولت و تأثیرات آن‌ها بر ساختار کلی اقتصادی با روش‌های مختلف تجربی درمورد چندین کشور و هم‌چنین ایران بررسی شده است؛ اما در این مقاله، به دور از مطالعات قبلی، اثر‌گذاری سیاست‌‌های مالی در اقتصاد ایران با استفاده از روش جدید خود رگرسیون برداری ساختاری بیزی (B-SVAR) طی بازۀ زمانی 1383 فصل اول تا 1398 فصل چهارم با پیشین‌‌های مینسوتا در نرم‌افزار متلب مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجا که این‌روش اطلاعات قبلی را در تخمین لحاظ می‌‌کند، این‌روش در مقایسه با سایر مدل‌های VAR قادر به برآورد واقعی‌‌تر است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هزینه و درآمد (مالیات بر درآمد) دولت تأثیر محدودی بر متغیرهای اقتصاد کلان دارد که شامل تولید نا‌خالص داخلی، تورم، مصرف بخش خصوصی، مالیات بر درآمد و سرمایه‌گذاری کل و بخش مسکن است. هم‌چنین تأثیر بخش خصوصی بر نوسانات تولید در این الگو تأیید نشد.