طراحی الگوی بازاریابی آموزش عالی در ایران؛ مدلی برآمده از نظریۀ دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
2 استادیار گروه مدیریت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 کارشناس ارشد، مدیریت بازرگانی/ بازاریابی، دانشکدۀ ادبیات علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
4 استادیار گروه مدیریت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22059/jibm.2017.217294.2285چکیده
هدف پژوهش حاضر، ارائۀ الگوی بازاریابی آموزش عالی در ایران است تا سیستم آموزشی با بهکارگیری آن در ارائۀ خدمات آموزشی آگاهانه، هدفمند و تخصصیتر عمل کند. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوۀ گردآوری دادهها، آمیختۀ اکتشافی است که بهطور خاص از روش دادهبنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. جامعۀ آماری شامل سه گروه مدیران دانشگاهی (رؤسای دانشگاهها، معاونان دانشگاه، رؤسای دانشکدهها، معاونان دانشکده و مدیران گروهها)، سیاستگذاران آموزش عالی و متخصصان دانشگاهی در حوزۀ بازاریابی است که بهروش نمونهگیری گلولۀ برفی با 39 نفر از رؤسا و مدیران مؤسسههای آموزش عالی مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شد. برای تحلیل دادهها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافتهها نشان داد الگوی احصاشده از 6 مؤلفۀ اصلی، 11 زیر مقوله و 97 گویه شامل شرایط علّی (عوامل درون و برون سیستمی)، عوامل زمینهای (سیاستگذاری کلان آموزشی و خصوصیسازی مؤسسههای آموزشی)، مقوله محوری (بازاریابی آموزش عالی)، راهبردها (سطح خرد و کلان)، مداخلات محیطی (نقش دولت، عوامل اجتماعی ـ فرهنگی و عوامل اقتصادی) و پیامدها (فردی، سازمانی و اجتماعی) تشکیل شده است.