بررسی تأثیر محتوای کاربرساخته بر قصد خرید و خرید تکانشی با میانجیگری نگرش به خرید برخط در صنعت مُد و پوشاک

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت، مؤسسۀ عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، دانشکدۀ تجارت و بازرگانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ تجارت و بازرگانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 استادیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ کسب‌وکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/mmr.2025.390334.1157
چکیده

هدف: امروزه با گسترش دسترسی عموم افراد به بسترهای تولید محتوا، کاربران می‌توانند به‌راحتی تجربه‌های خرید و تعامل با برندها و محصولات مختلف را به‌شیوه‌های گوناگون به اشتراک بگذارند. این محتواها، به‌طور بالقوه می‌توانند برای برندها مزیت‌های زیادی را به همراه داشته باشند؛ زیرا سایر کاربران این محتواها را معتبرتر و صادقانه‌تر از تبلیغات رسمی برندها درک می‌کنند. برندهای مُد و پوشاک نیز که از پُرمخاطب‌ترین صفحات در شبکه‌های اجتماعی هستند، باید به محتوای کاربرساخته توجه ویژه‌ای داشته باشند و آن را به‌شیوه‌ای مناسب مدیریت کنند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوۀ گردآوری و تحلیل اطلاعات، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش، مصرف‌کنندگان برندهای مُد و پوشاک در فضای برخط در نظر گرفته شد. روش نمونه‌گیری این پژوهش، نمونه‌گیری در دسترس بود و داده‌ها از ۳۰۴ مصرف‌کنندۀ محصولات مُد و پوشاک در شهر تهران گردآوری شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه بود. برای تحلیل داده‌ها، از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، در نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که محتوای کاربرساخته بر قصد خرید، خرید تکانشی، رفتار تکانشی و نگرش به خرید آنلاین اثر معناداری دارد. نگرش به خرید آنلاین، بر قصد خرید و خرید تکانشی اثر معناداری دارد. همچنین رفتار تکانشی بر قصد خرید و خرید تکانشی اثر معناداری دارد. نتیجه‌گیری: با استفاده از محتوای کاربرساخته، کسب‌وکارها می‌توانند پیوندهای عاطفی قوی‌تری را با مصرف‌کنندگان برقرار کنند، به تقویت تعامل‌ها بپردازند و فروش را افزایش دهند. افزون‌براین، یافته‌های پژوهش اهمیت طراحی استراتژیک کمپین‌های محتوای کاربرساخته را که با ارزش‌های مصرف‌کنندگان هم‌سو باشد، برجسته می‌کند و هم اقدام‌های فوری (مانند خریدهای تکانشی) و هم وفاداری بلندمدت به برند را تقویت می‌کند. این پژوهش به درک عمیق‌تر روان‌شناسی مصرف‌کننده در عصر دیجیتال کمک می‌کند و راهنمایی‌های ارزشمندی را برای بازاریابان، به‌منظور بهینه‌سازی ظرفیت‌های محتوای کاربرساخته برای رشد کسب‌وکار ارائه می‌دهد.