توسعۀ ماتریس فرهنگ ـ استراتژی با رویکرد فازی؛ پیمایشی در یکی از سازمان‎های دفاعی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، مرکز تحصیلات تکمیلی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jibm.2016.52009
چکیده

مدیریت درست و طرح‌ریزی راهبردی باکیفیت روابط فرهنگ و استراتژی، به‌عنوان اهرم قوی برای اجراپذیرکردن راهبردهای حیاتی ‏است. تحلیل‏ ماتریسی فرهنگ ‌ـ استراتژی یکی از روش‏های رایج تحلیل در مدیریت روابط راهبرد و فرهنگ است؛ این در حالی ‏است که فرایند جانمایی نقطه‏ای کسب‏وکارها و لحاظ‌نکردن دو مؤلفۀ قدرت فرهنگ سازمانی (قوی ‌ـ ضعیف) و اهمیت استراتژی (بقا‌‏محور‌ـ رشدمحور) در ماتریس‏کلاسیک فرهنگ ‌ـ استراتژی، ازجمله کاستی‏های روش‏شناختی است که توانایی انعکاس کامل سبک تفکر انسانی را ندارد. از این ‏رو، مقالۀ حاضر به‎دنبال توسعۀ ماتریس فرهنگ‌ ـ استراتژی با رویکرد فازی است. در این بررسی، ضمن مطالعات کتابخانه‏ای غنی، از آرا و نظرهای خبرگان و درنهایت، الگوریتم‏های کمّی مناسب، نظیر روش غربال‏سازی فازی استفاده ‏شد. بر این اساس، شش راهبرد فرهنگی برای سناریوهای شانزده‎گانۀ ماتریس بسط‏یافتۀ فرهنگ ‌ـ استراتژی شناسایی و تأیید شد و با رویکرد فازی به جانمایی کسب‏وکار مطالعه‌شده در قالب برآورد منطقه‏ای پرداخته‏ شد. نتایج بیان‌کنندۀ این مهم است که روش‏شناسی تبیین‏شده در مقالۀ حاضر با توجه به درصد مساحت‏های هر منطقه، راهبردهای فرهنگی معنا‏دارتری را در سازمان دفاعی مطالعه‌شده تعیین اولویت و انتخاب‏ کرد.