آیندۀ رهبری در سازمانهای رسانهای در بستر تحولات فناورانه (افق 2030)
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22059/mmr.2025.388817.1149چکیده
هدف: هدف این پژوهش، بررسی آیندۀ رهبری در سازمانهای رسانهای با توجه به تحولات فناورانه تا افق ۲۰۳۰ است. با استفاده از مدل پنجعامل آیندۀ پیلکان (ثابتها، روندها، تناقضات، عدمقطعیتها و شگفتیسازها) و بهرهگیری از نظریههای نوین رهبری دیجیتال، پیچیده و توزیعی، تلاش شده است تا چشماندازی ترکیبی از چالشها و فرصتهای پیشروی رهبران رسانهای ترسیم شود.روش: این پژوهش در چارچوب آیندهنگاری، از روش تحلیل اسنادی بهره برده است. دادهها از منابع معتبر علمی شامل کتابها، مقالههای پژوهشی و گزارشهای بینالمللی گردآوری و با روش تحلیل مضمون قیاسی، بر مبنای مدل پیلکان تحلیل و دستهبندی شدهاند.یافتهها: در تحلیل عوامل آینده، در بخش ثابتها مشخص شد که موفقیت رهبران رسانهای، به حفظ هویت سازمانی، پایبندی به اخلاق حرفهای و ایجاد اعتماد پایدار نزد مخاطبان وابسته است. در روندها، رشد ابزارهای هوشمند مانند چتباتهای تحریریه و تحلیلگرهای داده، نقش رهبر را به مدیر فناوری ـ ارتباطی تبدیل میکند. در میان تناقضها، همزمانی فشار بر تولید محتوای سریع با ضرورت حفظ کیفیت و دقت به چشم میخورد. در عدمقطعیتها، واکنش مبهم کارکنان به جایگزینی انسانی با الگوریتم، چالشی جدی تلقی میشود. در شگفتیسازها، احتمال تصمیمگیری تحریریه توسط هوش مصنوعی، شکل جدیدی از رهبری را پیشبینی میکند.نتیجهگیری: رهبران رسانهای برای حفظ و ارتقای نقش راهبردی خود، باید توانایی ترکیب مهارتهای انسانی با ظرفیتهای فناورانه را داشته باشند. این تحقیق نشان میدهد که مدیریت موفق آینده، مستلزم تلفیق رهبری تحولگرا با بینش آیندهنگر است و به بازطراحی سازوکارهای سازمانی، اخلاقی و فناورانه نیاز دارد.