سیاست پولی بهینۀ رمزی و نظام ارزی در قالب الگوی DSGE متناسب با اقتصاد نفتی (مورد ایران)
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استادیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22084/aes.2021.24929.3346چکیده
در پژوهش حاضر با توجه به ویژگیهای یک اقتصاد نفتی برای ایران، سیاست پولی بهینۀ رمزی و نظام ارزی متناسب با آن انتخاب گردید. الگوی پژوهش شامل خانوارهای ریکاردویی و غیرریکاردویی، چسبندگیهای اسمی (در دستمزد و قیمتگذاری) و چسبندگی حقیقی (در مصرف)، کالای عمومی، صادرات نفتی و غیرنفتی، نظامهای ارزی محتلف (شناور، شناور مدیریتشده و ثابت) و هدفگذاریهای مختلف بانک مرکزی در بخش حقیقی و پولی است. همچنین پیامدهای اجرای سیاست بهینۀ رمزی نسبت به حالت جاری سیاست پولی کشور مورد بررسی قرار گرفته است و آثار شوک کاهش قیمت نفت، شوک افزایش تورم خارجی، شوک افزایش عرضۀ پول و شوک افزایش رشد نرخ ارز اسمی بر متغیرهای کلان تحت الگوی پایه و سیاست پولی بهینۀ رمزی بررسی شد. نتایج پژوهش نشان میدهد؛ اولاً، بانک مرکزی از بین نظام های مختلف ارزی و سیاستهای مختلف هدفگذاری باید نظام ارزی شناور مدیریتشده و سیاست پولی هدفگذاری دوگانۀ تولید و تورم (با تأکید بیشتر بر تولید) را انتخاب کند و به آن پایبند باشد. هرچند نظام ارزی ثابت مقدار تابع زیان به مراتب کمتری نسبت به سایر نظامها دارد، ولی به علت ناپایدار کردن اقتصاد، قابلیت اجرا ندارد. ثانیاً، تعهد بانک مرکزی به سیاست بهینۀ رمزی در مقایسه با الگوی پایه باعث میشود که بخش پولی و حقیقی اقتصاد در قبال شوکهای پولی و ارزی، نوسان بسیار کمتر و ثبات بسیار بیشتری داشته باشد. همچنین سیاست پولی بهینۀ رمزی، در قبال شوکهای خارجی به ازای نوسان و بیثباتی بیشتر در متغیرهای پولی، ثبات بیشتری را به بخش حقیقی اقتصاد میدهد.