الگوی انتقال تلاطم بلندمدت به بخش صنعت در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از الگوی داده‌های مختلط (رویکرد GARCH-MIDAS)

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

3 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

doi
10.22084/aes.2021.24255.3291
چکیده

در این تحقیق تلاش می‌شود الگوی انتقال نااطمینانی متغیرهای تأثیرگذار بر تلاطم بازدهی بخش صنعت در بورس اوراق بهادار تهران در افق‌های زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت شناسایی شود. در این‌راستا، از مدل داده‌های مختلط (GARCH-MIDAS) و داده‌ها با تواترهای مختلف (تواتر روزانۀ بازدهی بخش صنعت و تواترهای ماهانه و فصلی متغیرهای کلان) در دورۀ زمانی 1387-1398 استفاده شده است. در مرحلۀ انتخاب متغیرها، متغیرهایی که تأثیر آن‌ها در انتقال نوسانات به بازدهی بخش صنعت در افق زمانی بلندمدت معنادار بود، انتخاب گردید. درنهایت از بین مجموعۀ متغیرهای مختلف داخلی و خارجی، نااطمینانی ناشی از متغیرهای تورم، نرخ ارز، قیمت طلا و قیمت نفت به‌عنوان انتقال‌دهندۀ تلاطم به بازدهی بخش صنعت در بورس اوراق بهادار در افق زمانی بلندمدت شناسایی شد. علاوه‌بر این، نتایج مدل نهایی نشان می‌دهد که تورم مؤثرترین منشأ ایجاد تلاطم بازدهی بخش صنعت در بورس اوراق بهادار تهران است که خود حاکی از حساسیت بیشتر بازار سرمایه به متغیرهای داخلی می‌باشد. براساس نتایج برآورد مدل نهایی، نااطمینانی حاصل از تورم، نرخ ارز و قیمت طلا در کوتاه‌مدت و بلندمدت تأثیرات مثبت و معناداری بر تلاطم بازدهی بخش صنعت داشته است؛ با این‌حال تأثیر نااطمینانی قیمت نفت بر تلاطم بازدهی بخش صنعت در بلندمدت منفی برآورد شده است.