نقش واسطهای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
2 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
3 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
4 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22054/jep.2025.84893.4159چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود که از این جامعه نمونهای به حجم 365 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند و پرسشنامههای کمالگرایی مثبت Terry Short et al (1995)، حساسیت اخلاقی Narvaez (2001) و بیصداقتی تحصیلی McCabe & Treviño (1996) میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتهها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با دادهها برخوردار است. در خصوص اثرات مستقیم یافتهها نشان دادند کمالگرایی مثبت بر حساسیت اخلاقی اثر مثبت و معنادار و بر بیصداقتی تحصیلی اثر منفی و معنیدار دارد. همچنین حساسیت اخلاقی بر بیصداقتی تحصیلی اثر معنادار نداشت. دیگر یافتهها نشان داد حساسیت اخلاقی در رابطه میان کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی نقش واسطهای ندارد؛ لذا پیشنهاد میشود برای افزایش حساسیت اخلاقی و در نتیجه کاهش بیصداقتی تحصیلیِ دانشجویان، پرورش کمالگرایی مثبت آنها مورد توجه قرار گیرد.