شناسایی عوامل مؤثر بر رشد شناختی کودکان خردسال از طریق تلویزیون، بهکمک فراترکیب
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم ارتباطات و مدیریت کسبوکار، دانشکده علوم انسانی و حقوق، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاداسلامی،اصفهان، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت فرهنگی، دانشکده حکمرانی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
3 دانشجوی دکتری مدیریت رسانه، گروه مدیریت، دانشکده حکمرانی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/mmr.2024.379859.1094چکیده
هدف: وسایل ارتباط جمعی و تعامل آنها با مخاطب، ضرورت شناخت و توجه به سیاستگذاریهای رسانهای با تمرکز بر گروههای مختلف مخاطب را افزایش میدهد. کودکان یکی از گروههای اصلی مخاطب رسانهها هستند. نگرانیها بهطور خاص در باب اوقات فراغت رسانهای کودکان رو به افزایش است؛ زیرا رسانه بهعنوان یکی از عوامل غیرانسانی مؤثر در تربیت کودک، همزمان بر سلامت و ادراک یا تفسیر کودکان از محیط تأثیر میگذارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رشد شناختی مخاطب کودک از طریق تلویزیون انجام شده است.روش: بهمنظور افزایش دقت در یافتههای پژوهش، با استفاده از روش نمونهگیری نظری، از بین همۀ رسانهها تلویزیون انتخاب شد؛ زیرا کودکان از تلویزیون استفادۀ بیشتری میکنند. در گام نخست پژوهش، تکنیک فراترکیب هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷) بهکار گرفته شده است.یافتهها: در مرحلۀ اول فراترکیب، سؤالهای پژوهشی تعیین شد و در مرحلۀ دوم، به جستوجوی مقالهها با کلمات کلیدی مرتبط با سؤال پژوهش پرداخته شد. در گام سوم، بعد از فیلتر کردن ۴۱۵ مقاله یافت شده با تکنیک ارزیابی انتقادی، ۶۱ مقاله مرتبط با سؤال پژوهش بهدست آمد. در گامهای چهارم و پنجم فراترکیب، به مطالعه و استخراج کدها و دستهبندیها پرداخته شد و در گام ششم، برای تأیید اعتبار کدگذاری، دو سند توسط یکی از اعضای کمیتۀ خبرگان مجدداً کدگذاری شد و شاخص کاپا برای این دو سند، بهترتیب 63/0 و 69/0 بهدست آمد. به این ترتیب، در گام هفتم، ۱۷ زیر معیار و ۶ معیار اصلی شامل رفتار مراقب هنگام مشاهده، دلایل مشاهده، سبک مشاهده، نوع محتوای مشاهده شده (بر مبنای سن)، تلویزیون اولیه و ساختار محتوا از عوامل مؤثر و همچنین زمینهساز تأثیر تلویزیون بر رشد شناختی مخاطب کودک شناسایی و تأیید شد. نتیجهگیری: در حوزۀ سیاستگذاری، به سازمانهای رسانهای پیشنهاد میشود که در برنامهریزیهای آتی خود، به عواملی از جمله درگیر کردن توجه مخاطب، ارزیابی تجربۀ تماشای تلویزیون، سرمایهگذاری بر پتانسیلهای آموزشی تلویزیون و رویکردهای مربوط به ترکیب سرگرمی با آموزش بیش از قبل تمرکز داشته باشند.