آزمون بیماری هزینه‌ای بامول در بخش آموزش ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار پژوهشکدۀ اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

3 کارشناسی‌ارشد اقتصاد، پژوهشکدۀ اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22084/aes.2021.24122.3275
چکیده

در این پژوهش محرک‌های افزایش هزینه‌های آموزش عمومی ازجمله اثر «بیماری هزینۀ» بامول، تجزیه‌وتحلیل می‌شود. براساس نظریۀ بامول، حقوق پرداخت‌شده به معلمان می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی افزایش هزینه‌های آموزش را توضیح دهد. بامول اقتصاد را به دو بخش پیشرو و غیرپیشرو تقسیم می‌کند. بخش پیشرو شامل آن بخش از فعالیت‌های اقتصادی می‌گردد که فنّاوری در آن به‌صورت ابداعات تبلور داشته و انباشت سرمایه در آن با فعال‌کردن صرفه‌های ناشی از مقیاس زمینۀ افزایش تولید سرانه را فراهم می‌نماید. در این بخش افزایش دستمزد‌ها متناسب با افزایش بهره‌وری است. درسوی مقابل نیز فعالیت‌‌هایی قراردارند که نقش انسان در آن‌ها پررنگ است و رشد بهره‌وری در آن‌ها تنها به‌صورت گاه‌گاه و اتفاقی روی می‌دهد. ازنظر بامول آموزش‌وپرورش در بخش غیرپیشرو جای می‌گیرند. در صنایع غیرپیشرو، نرخ دستمزد متناسب با نرخ بالاتر دستمزد در بخش پیشِ‌رو  برای حفظ کارگران باوجود رشد پایین بهره‌وری مشابه اثر (ساموئلسون-بالاسا) افزایش می‌یابد و باعث افزایش واحد هزینۀ خدمات در بخش غیرپیشرو می‌شود. این افزایش هزینه به افزایش قیمت اضافی در آموزش تبدیل می‌شود و ازآنجاکه تقاضا برای آموزش بی‌کشش است، این امر باعث افزایش مداوم هزینه‌های عمومی آموزش‌وپرورش می‌شود. مطالعۀ حاضر، مقالۀ رشد نامتوازن اقتصادکلان و بروز بحران در مناطق شهری بامول را مورد بازبینی قرارداده و افزایش هزینه‌ها در بخش آموزش ایران را با استفاده از مدل بامول و روش ARDL طی دورۀ (1360-1397) بررسی می‌کند. نتایج بلندمدت و کوتاه‌مدت نشان می‌دهد، نه‌تنها بیماری بامول وجود ندارد، بلکه فزونی دستمزد به بهره‌وری باعث کاهش هزینه‌های تولید در آن بخش‌شده و می‌تواند زمینۀ رونق در این بخش شود.