شناسایی و اولویت‌بندی بازارهای هدف صنعت گردشگری ایران با استفاده از رویکرد تصمیم‌گیری چندشاخصۀ ترکیبی در یک محیط فازی

نویسندگان

1 استادیار مدیریت صنعتی، دانشکدۀ مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت جهانگردی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‎ریزی توریسم، دانشکدۀ جغرافیا، زاهدان، ایران

doi
10.22059/jibm.2015.52080
چکیده

از آنجا که امروزه صنعت گردشگری، اهمیت بسیار زیادی در توسعۀ نظام اقتصادی جوامع دارد و کشورها در جذب گردشگران بین­المللی به رقابت می­پردازند، پرداختن به بازاریابی و به­ویژه موضوع انتخاب بازار هدف، از جمله مسائل مهم هر مقصد گردشگری به‎شمار می‎رود. هدف این پژوهش، شناسایی مهم­ترین عوامل تأثیرگذار بر بازارهای هدف صنعت گردشگری ایران و اولویت­بندی بازارهای هدف است. این پژوهش، نوعی رویکرد تصمیم‎گیری فازی ترکیبی شامل فرایند تحلیل سلسله­مراتبی فازی (FAHP) و روش شباهت به‎گزینه ایده­آل فازی (FTOPSIS) را برای اولویت­بندی بازارهای هدف به­کار می‎گیرد و از متخصصان حوزۀ گردشگردی به‎منظور شناسایی و مقایسۀ عوامل تأثیرگذار بر انتخاب بازار هدف، بهره می‎برد. یافته‎ها نشان می‎دهد روش تحلیل توسعه­ای به­کار رفته در FAHP ممکن است به تصمیم‎های اشتباهی منجر شود. از این ­رو در این پژوهش از روش وانگ و چن به‎منظور محاسبۀ وزن شاخص­ها در FAHP فازی استفاده شد. نتایج نشان داد تصویر ذهنی، روابط سیاسی و میزان خرجکرد گردشگران، مهم­ترین عوامل مؤثر در انتخاب بازار هدف است. بر این اساس کشور چین از بین بازارهای هدف در رتبۀ اول و هلند در رتبۀ آخر قرار گرفت.