بررسی الگوی رفتاری نسلهای ایکس، وای، زد در مواجهه با محتوای کرونا در شبکه اجتماعی توییتر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دکتری، گروه مدیریت رسانه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/mmr.2024.376465.1079چکیده
هدف: در این پژوهش الگوی رفتاری کاربران فارسی زبان توییتر با محوریت بیماری کرونا و بهتفکیک سه نسل بررسی و توصیف شده است. برای کشف این الگو، دو فرضیه تفاوت مضمون احساسی توییتهای منتشرشده توسط هر نسل و بررسی تفاوت واکنش احساسی آنان به اخبار خاص کرونایی مدنظر قرار گرفت و در بازه یکساله اول همهگیری این بیماری در ایران بررسی شد. برای تشریح جایگاه مخاطبان در فرایند ارتباط و نیز نحوه برداشت آنان از پیام، از نظریههای استفاده و رضامندی و نظریۀ دریافت بهره برده شد. ابعاد ناشناخته این بیماری و نحوه انتقال آن، به همکاری شهروندان با سیاستهای بهداشتی حکومتها نیاز دارد؛ از این رو ادراک مخاطبان رسانه از محتوای مرتبط با کرونا، بیشازپیش در کانون توجه سیاستگذاران رسانه و سلامت قرار گرفت. روش: بهکمک فنون دادهکاوی، نسلهای مختلف کاربران فارسی این پلتفرم دستهبندی شد. در ادامه، توییتهای آنان بهصورت دستی جمعآوری و با ابزار جستوجوی پیشرفته و با کلمات کلیدی، دستهبندی و مدلسازی شد. برای تخمین سن و جنسیت کاربر، از شبکه فیسنت و مدل ماشینهای بردار پشتیبان استفاده شد. برای استخراج ویژگیها، از مدل Wordtovector و برای کلاسبندی این توییتها و اطلاق یک احساس به آنها، از مدل LSTM بهره برده شد. یافتهها: در گروه نمونه سه احساس ترس، طنز و انتقاد، برای توصیف مضمون احساسی توییتها بیشترین نمود را داشته است. در نهایت، مشاهده شد که الگوی رفتاری نسل زد در محیط توییتر با انتشار طنزآمیز محتوا همراه است؛ در حالیکه سویه انتقادی آن کمتر است. این الگو زمانی که بهسمت نسل ایکس و وای میرود، معکوس میشود؛ در حالیکه سویه ترس در مضامین همه کاربران، روند و حجم کمابیش یکسانی داشت. نتیجهگیری: بین ۲۰ تا ۳۰ درصد تمامی پیامهای تولیدشده مخاطبان با محوریت کرونا، محتوایی داشت که حاوی ترس بود. این میزان برای هر گروه سنی یکسان بود و این تشابه را میتوان در تعبیر همگرایی نسلی مشاهده کرد؛ اما در دو احساس دیگر بروز یافته، یعنی احساس انتقاد و طنز، این همگرایی دیده نمیشد. نسل زد، اغلب در برخورد با محدودیتهای ناشی از کرونا و تبعات دامنهدار آن، نگرشی طنزآلود داشت. گویا نحوه برداشت، تفسیر و و در ادامه بازخورد آنها به پدیده کرونا که در بدو امر، موضوعی ترسناک و خطرآفرین برای زندگی فردی و اجتماعی انسان است، کاملاً تفسیری متضاد است. این تفاوت را میتوان در گزاره شکاف یا تعارض نسلی دستهبندی کرد.