ارتباط بین خودپنداره و سبکهای مصرف از طریق نقش واسطهای تبلیغات اثربخش در صنعت مُدوپوشاک زنان در میان شهروندان اصفهانی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت فرهنگی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
2 مدرس، گروه مدیریت، دانشگاه جامع علمی کاربردی، مرکز فارسان، چهارمحال و بختیاری، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت رسانه، دانشکده مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت فرهنگی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/mmr.2024.367420.1067چکیده
هدف: فرد بهعنوان مصرفکننده با متغیرهای اندیشه، احساسات، برنامه، تصمیمگیری، خرید و تجارت مرتبط است، به همین دلیل بازاریابان باید دامنه وسیعی از فعالیتهای مصرفکنندگان را مطالعه کنند؛ زیرا این مطالعات راههای متنوعی را پیش روی آنها میگذارد تا بدین طریق نیازهای مشتریان را ارضا کنند. بنابراین فهم فعالیت مصرفکنندگان مبنای مفیدی برای توسعه استراتژیهای بازاریابی فراهم میآورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین خودپنداره با سبکهای مصرف، از طریق نقش واسطهای تبلیغات اثربخش در صنعت مُدوپوشاک زنان در بین زنان شهر اصفهان اجرا شده است. روش: روش پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث ماهیت دادهها، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن، کلیه زنان شهر اصفهان بود که بهدلیل تعداد نامحدودشان با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران برای جامعه نامحدود، ۴۲۶ نفر از آنها بهروش هدفمند وابسته به معیار برای نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از آمارهایی همچون میانگین انحراف معیار و استنباطی و بهکمک مدل معادلات ساختاری و تحلیل واریانس تجزیهوتحلیل شد. نرمافزارهای استفادهشده برای این پژوهش، اسپیاساس و وارپ پیالاس بود. یافتهها: یافتههای حاصل از فرضیههای پژوهش نشان داد که ابعاد خودپنداره بر انوع سبک مصرف تأثیر دارد و اثربخشی تبلیغات، روی برخی از سبک مصرفها اثر واسطهای میگذارد. تبلیغات نیز بر سبک مصرف متفکران نقش واسطهای داشت که ضریب تأثیر آن 161/0 بود. نتیجهگیری: در این پژوهش تلاش شد که ارتباط بین خودپنداره با سبکهای مصرف، از طریق اثر نقش واسطهای تبلیغات اثربخش بررسی شود. بر اساس نتایج، سبک مصرف زنان شهر اصفهان در خصوص انتخاب مُدوپوشاک به خودپنداره و تبلیغات بستگی دارد. زمانی که زنان به خود بپردازند و برخویشتنِ خویش واقف شوند، عامل کنترل عاملی درونی میشود و دیگر توان کنترل فراوان عوامل بیرونی را نخواهد داشت. زنانی که خود را شناختهاند و به خودآگاهی رسیدهاند با راحتی بیشتری میتوانند به تشریح خود و خواستههای خود، چه به گونۀ کلامی و چه غیرکلامی بپردازند.