بررسی اثرات پاندمی کووید-19 بر کسب و کارهای صنعت گردشگری در مقاصد تفریحی و تجاری گردشگری: مطالعۀ مقایسهای و موردی منطقۀ تفریحی گنجنامه و شهر لالجین
نویسندگان
1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران
2 مدرس گروه اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22084/aes.2021.24479.3311چکیده
پاندمی کووید-19 از اواخر سال 2019 م. آغاز شده و به سرعت، تقریباً به سرتاسر دنیا سرایت کرده و به یک بحران جهانی تبدیل شده است. این بیماری، دنیا را با مشکلات اقتصادی و اجتماعی متعددی روبهرو کرده و منجر به ورشکستگی و تعطیلی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، ازجمله فعالیتهای حوزۀ گردشگری شده است. براساس گزارش سازمان جهانی گردشگری (WTO)، اثرات ناشی از همهگیری کووید-19 بر صنعت گردشگری، بیش از 4 تریلیون دلار بر اقتصاد جهان زیان وارد کرده است. همچنین، براساس این گزارش، کشورهای درحال توسعه تأثیر این همهگیری را بهشدت احساس کرده و ورود گردشگران به این کشورها بین 60 تا 80 درصد کاهش یافته است. در اینمیان، کشور ایران نیز با دارا بودن ظرفیتهای گردشگری جهانی، از این معضل به دور نبوده و متحمل زیان ناشی از رکود صنعت توریسم شده است؛ بهطوریکه براساس گزارش وزارت میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری کشور، میزان خسارات وارده بر صنعت گردشگری ایران طی 15 ماهۀ اخیر حدود 220 هزار میلیارد ریال برآورد شده است. در اینمیان، برخی از نظریهپردازان معتقدند که هرچند شیوع کووید-19 و تحمیل قرنطینههای دورهای و ایجاد محدودیتهای سفر در سرتاسر دنیا به مقاصد گردشگری ضرر رسانده است، اما به نظر میرسد اثرگذاری کووید-19 بر کسب و کارهای حوزۀ توریسم بسیار پیچیده بوده و شدت این اثرات نامطلوب و نیز کانالهای اثرگذاری آن بر کسب و کارهای حوزۀ توریسم در کشورهای مقصد گردشگریِ مختلف، یکسان نیست و برحسب نوعِ گردشگری رایج در کشورهای مقصد گردشگری، میزان این اثرگذاری متفاوت بوده است؛ لذا هدف از این مطالعه، بررسی مقایسهای اثرات همهگیری کووید-19 بر کسب و کارهای صنعت توریسم در شهر همدان و شهر لالجین میباشد. با توجه به اینکه نوع گردشگری رایج در شهر همدان، گردشگری تفریحی و تاریخی بوده و نوع گردشگری شهر لالجین، گردشگری تجاری (مبتنیبر صنایعدستی) میباشد؛ لذا بهراحتی میتوان با مقایسۀ کانالهای مختلف اثرگذاری کووید-19 بر کسب و کارهای حوزۀ توریسم در این دو منطقه، به جنبههای پیچیدۀ اثرگذاری این همهگیری پیبرد و متناسب با این کانالها و میزان اثرگذاری در این دو منطقه، استراتژیهای مناسب تابآوری و سیاستهای مناسب برای هرچه پایدارتر کردن صنعت توریسم در این مناطق ارائه داد. این مطالعه بهمنظور بررسی جنبههای پیچیدۀ شیوع کووید-19 بر کسب و کارهای صنعت توریسم در این دو منطقه از روش نظریهپردازی داده بنیاد (GT) استفاده کرده است. «برنیز» و «گرو» معتقدند که روش بستر زاد یا گراندد تئوری، بهطور معمول در زمینههایی بهکار گرفته میشوند که دانش کاملی در مورد پدیدۀ مورد بررسی در دست نباشد و هدف از آن کسب بینش و دیدگاه جدید نسبت به پدیدۀ مورد بررسی باشد. این روش کمک میکند تا محقق براساس روایتهای فردی و تجربههای شخصی افراد مطلع که همواره تجربه زیستهای از موضوع داشته و حضور فعال در کموکیف پدیده دارند، با دیدگاه درونی آنان آشنا شده و چیستی و چگونگی پدیده را شناسایی نماید (حیدری، رزاقی: 1399)؛ لذا در این مطالعه به منظور گردآوری اطلاعات اولیه، با 40 نفر از افراد فعال در حوزۀ کسب و کارهای صنعت گردشگری منطقۀ گنجنامه و لالجین مصاحبههای عمیق صورت گرفت و پس از رسیدن به مرحلۀ اشباع نظری این مصاحبهها به پایان رسید. نتایج نشاندهندۀ آن است که شدت اثرگذاری همهگیری کووید-19 بر گردشگری در این دو منطقه کاملاً متفاوت بوده و کانالهای اثرگذاری آن پیچیده است؛ به اینترتیب که کسب و کارهای موجود در منطقۀ گردشگری گنجنامه، زیان و خسارات سنگینتری نسبت به کسب و کارهای گردشگری فعال در لالجین متحمل شده و این صنعت در منطقۀ گنجنامه شکنندهتر و آسیبپذیرتر است. علاوهبر این، نتایج حاصل بیانگر این است که صنعت توریسم در مناطق گردشگری که برپایۀ صنایعدستی بوده و یا مقاصد گردشگری تجاری محسوب میشوند در مقایسه با گردشگری تفریحی، پایدارتر و در مقابل بحرانها، انعطافپذیرتر و مقاومتر هستند؛ برای مثال، با توجه به اینکه اغلب افراد فعال در حوزۀ گردشگری در لالجین دارای مهارتهای تخصصی (سفالگری) بودند به هنگام رکود ناشی از کووید-19 بهراحتی توانستند تغییر شغل درون صنعتی داده و از یک خردهفروش سفال تبدیل به تولیدکننده و یا عمدهفروش شوند؛ لذا شاغلین کسب و کارهای حوزۀ گردشگری در این منطقه بیکاری خیلی گسترده را تجربه نکردند، اما با توجه به اینکه افراد شاغل در حوزۀ گردشگری در منطقۀ گنجنامه، دارای مهارتهای تخصصی نبودند با بیکاری گستردهتری روبهرو گردیده و نتوانستند بهراحتی شغلی دیگر پیدا کنند. همچنین، نتایج مطالعۀ حاضر نشان میدهد که همهگیری کووید-19 منجر به ایجاد تغییر در علایق و سلیقههای گردشگران و نیز تغییر در درون صنعت گردشگری شده است؛ لذا بهمنظور ایجاد رونق دوبارۀ صنعت گردشگری در دوران پساکرونا، توجه به تغییرات ایجاد شده در علایق و سلیقۀ مشتریان و گردشگران امری ضروری بهنظر میرسد.