نقش ضرایب تصحیح در منشأیابی رسوبات تپه‌های ماسه‌ای ساحل غربی دریاچۀ ارومیه

نویسندگان

1 استادیار دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه

doi
10.22059/jphgr.2018.240078.1007107
چکیده

روش منشأیابی یا انگشت‏نگاری رسوب با استفاده از حل معادلات تابع هدف یا مُدل ترکیبی، برخلاف مدل‏های رایج فرسایش و رسوب در دنیا، نتایج قابل قبول‏تری با عدم‏قطعیت پایین‏تری از میزان تولید رسوب ارائه می‏دهد. الحاقیات و پیوست‏های موجود به این تابع ضرایب تصحیحی هستند که شامل ضریب تصحیح مادة آلی، اندازة ذرات، و وزن تشخیصی ردیاب‏اند و از این ضرایب، بدون هیچ‏گونه توجیه و ضرورتی، در بیشتر پژوهش‏ها استفاده می‏شود. در تحقیق پیشِ ‏رو اهمیت وجودی این ضرایب تصحیح در خصوص منشأیابی تپه‏های ماسه‏ای غرب دریاچة ارومیه در واحدهای ژئومورفولوژی/ سنگ‏شناسی بررسی شده است. نتایج این تحقیق نشان داد سهم منابع رسوب قبل از اعمال ضرایب تصحیح، پهنة هموار ماسه‏ای (Qmf) به میزان 76/47درصد و مخروط‏افکنه‏ها و پادگانه‏های آبرفتی (Qt) به میزان 24/52درصد است؛ درصورتی‏که بعد از اعمال ضرایب تصحیح مناطق منشأ به مخروطه‏افکنه سنگریزه‏ای کوهرفتی (Qf) به میزان 50/67درصد و شیل نازک لایه همراهِ آهک دولومیتی ضخیم (Klshi) به میزان 50/32درصد تغییر یافته است. لذا، اگر از ضرایب تصحیح موجود در تابع هدف به‏درستی و با دلیل علمی استفاده نشود، نه‏تنها ممکن است سهم منابع احتمالی تولیدکنندة رسوب بیشتر یا کمتر برآورد شود، بلکه منابع تولید رسوب تغییر ‏یابد و با منابع دیگر جای‌گزین شود.