چالشهای مدیریت صنفی در تئاتر ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت رسانه، پردیس بینالمللی ارس، دانشگاه تهران، ارس، ایران.
2 دانشیار، گروه هنرهای نمایشی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران؛ مدعو پردیس بینالمللی ارس دانشگاه تهران.
doi
10.22059/mmr.2023.363801.1055چکیده
هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی چالشهای پیش روی تشکیل انجمن صنفی و خدمات صنفی برای هنرمندان تئاتر ایران، همپای هنرمندان تئاتر در جهان است. بهموجب فقدان انجمن صنفی جهانشمول در تئاتر ایران، این هنر بهعنوان شغل در ایران مطرح نیست و هنرمندان تئاتر، از حمایت شغلی پایه کارگری نیز برخوردار نیستند. این نارسایی، زیست ابتدایی و اقتصاد تئاتر را دچار بحران مدیریتی کرده است. انجمن صنفی در تمام دنیا حامی کارکنان یک شغل در زمینههای بیمه، درمان، بازنشستگی، بیکاری، ورشکستگی، درآمدزایی و معرفی به کار است و در ایران چنین هویتی وجود ندارد. روش: روش پژوهش بهصورت اسنادی و تطبیقی با رویکرد تحلیل کیفی مقایسهای بر قوانین کار، صنف و تاریخ تشکلها و سیری کوتاه بر صنفهای تئاتری دنیا در مقایسه با نارسایی قانونی و خدماتی و نظارتی در صنفهای ایران بوده است و سدهای تشکیل صنف و خدمات آن با مرور تاریخ و قوانین بررسی میشود. یافتهها: یافتههای این مقاله نشان میدهد که در ایران سه گونه تشکل صنفی، هنری و مردمنهاد، زیر نظر سه وزارتخانه دولتی کار، فرهنگ و کشور وجود دارد که از نظر قانونگذاری و خدمترسانی، با انجمنهای صنفی دنیا شباهت اساسنامهای و مجوز و کاربردی ندارند. تشکل صنفی به حمایت از حقوق اعضا مربوط میشود، تشکل هنری به کیفیت آثار هنرمندان مربوط است و تشکل مردمنهاد به فعالیت اجتماعی با همراهی مردم ارتباط دارد. از طرفی، انجمنهای صنفی ایران را نمیتوان با انجمنهای صنفی دنیا مقایسه کرد؛ زیرا عدم استقلال و نظارت دولتی و رویکرد غیرانتفاعی، مانع از همسانی و همکاری با انجمنهای صنفی دنیا و قانون بینالمللی کار میشود. انجمنهای صنفی در دو هویت کارگری (هر کسی که کار میکند) و کارفرمایی (هر کسی که کار ایجاد میکند) شکل میگیرند و صنف به دو هویت کارگر و کارفرما وابسته است. تئاتر در ایران نه کارفرما دارد و نه از قوانین کارگری پیروی میکند؛ بنابراین حتی اگر تشکلی ایجاد شود، بهدلیل نبود رابطه قانونی کارگر و کارفرما، امکان فعالیت ندارد. نتیجهگیری: بهدلیل بحران اقتصادی تئاتر و ناکارآمدی انجمنهای هنری در حمایت از هنرمندان، چالشهای بسیاری پیش روی مدیریت صنفی در تئاتر ایران است که مهمترین آنها عبارتاند از: عدم استقلال، فقدان هویت کارگری در قانون کار، تمایل غیراقتصادی هنرمندان، عدم تطبیق با قوانین دنیا، بیمههای غیرپشتیبان، شبهصنفهای دولتی، تجربه اندک صنفی، نظارت حاکمیتی، منابع محدود پژوهشی، ناآگاهی حقوقی هنرمندان و... که با اطلاعرسانی صنفی و شناسایی نقش کارفرما و اصلاح قوانین، میتوان این چالشها را به فرصت حمایت از اهالی تئاتر تبدیل کرد. تعیین هویت شغلی و آتیه هنرمندان تئاتر، در گرو برطرفکردن چالشهای شناسایی شده در این پژوهش است