قواعد بازخوردی اسمی در سیاستگذاری پولی ایران: بررسی قاعده مککالم
نویسندگان
1 استادیار دانشکده اقتصاد دانشگاه مفید، قم، ایران
2 استاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه مفید، قم، ایران
doi
10.22084/aes.2020.21307.3040چکیده
پس از بروز بحرانهای مالی در سالهای گذشته، قواعد بازخوردی اسمی موردتوجه بسیاری از سیاستگذاران پولی قرار گرفت. نوآوری این قواعد، مکانیسم بازخوردی است که تعدیلات صریحی را برای ابزار سیاست پولی زمانی که متغیر هدف از مسیر مطلوب خود منحرف میشود، درنظر میگیرد. قاعده مککالم را میتوان یکی از معروفترین انواع مدلهای بازخوردی برشمرد. در این مطالعه، بررسی تجربی رفتار سیاستگذاری بانک مرکزی ایران در قالب قاعده مککالم غیرخطی و در دورهی زمانی 1368:4 الی 1396:4 با استفاده از مدلهای مارکوف سوئیچینگ انجام میشود. با توجه به اینکه بانک مرکزی اهداف تولید و اهداف تورمی مشخص و صریحی را اعلام نمیکند، برآورد مدل با فرض تورم هدف و تولید هدف غیرقابل مشاهده انجام میشود. در اینراستا، برای تخمین و برآورد متغیرهای غیرقابل مشاهده شامل تورم و رشد تولید اسمی از روش فیلتر کالمن بیزی استفاده شده و سپس با استفاده از برآورد متغیرهای حالت، مدلسازی در چارچوب مدل مارکوف سوئیچینگ با درنظر گرفتن رژیمهای رونق و رکود صورت گرفت. بررسی قدر مطلق ضرایب مدل برآوردی نشان میدهد که بانک مرکزی در دوران رکود، وزن بیشتری به متغیر شکاف رشد تولید اسمی و در دوران رونق، وزن بیشتری به متغیر شکاف تورم اختصاص داده است. این مسأله مبیّن عکسالعمل صحیح بانک مرکزی در مواجه با متغیرهای مزبور است. ازاینرو رفتار نامتقارن سیاستگذار پولی با توجه به تابع عکسالعمل آن تأیید میشود.