اثر pH در رنگبری با هیپوکلریت سدیم بر ویژگی های خمیر حلشوندۀ لینتر پنبه
نویسندگان
1 سرپرست دانشکده مهندسی انرژی و فناوریهای نوین دانشگاه شهید بهشتی- رئیس پارک علمی تحقیقاتی و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیارگروه مهندسی فنآوری تولید سلولز و کاغذ، دانشکده مهندسی انرژی و فنآوریهای نوین، پردیس1، دانشگاه شهید بهشتی- معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده انرژی و فناوریهای نوین دانشگاه شهید بهشتی
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد خمیر و کاغذ دانشگاه شهید بهشتی
4 استادیار و مدیر گروه مهندسی فنآوری تولید سلولز و کاغذ، دانشکده مهندسی انرژی و فنآوریهای نوین، دانشگاه شهید بهشتی
5 استادیار گروه علوم و صنایع چو ب و کاغذ، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی کرج ، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfwp.2016.59052چکیده
در این پژوهش تأثیر رنگبری با هیپوکلریت سدیم بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای دستیابی به خمیر آلفاسلولز مطلوب بر خمیر کاغذ حاصل از لینتر پنبه بررسی شد. بدین منظور خمیر حاصل از لینتر پنبه بهصورت رنگبرینشده از صنایع شیمیایی پارچین تهیه و با توالی HEA، در pHهای 9، 11 و 13 رنگبری شد و سپس بهلحاظ ویژگیهای ساختاری نظیر مقدار آلفاسلولز، درجۀ پلیمریزاسیون، گروههای کربنیل، گروههای کربوکسیل، میکروکاپا، خاکستر، مواد نامحلول در اسید سولفوریک و درجۀ روشنی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که در 9pH= کمترین مقدار لیگنین و بیشترین مقدار گروههای کربنیل و کربوکسیل دیده میشود. در این تیمار مقدار آلفاسلولز کمترین و مقدار مواد نامحلول در اسید سولفوریک و خاکستر بیشترین مقدار را داشتند. با افزایش pH تا 11 بیشترین مقدار آلفاسلولز، کمترین مقدار خاکستر، و بیشترین درجۀ روشنی حاصل شد. در 13= pH لیگنینزدایی به میزان کمتری صورت گرفت و کمترین میزان گروههای کربوکسیلی نیز متعلق به این تیمار بود. با توجه به نتایج حاصل، بهنظر میرسد که 11pH= را میتوان بهعنوان گزینۀ مناسب برای تهیۀ خمیر آلفاسلولز در صنعت توصیه کرد.