بررسی مقایسه‎ای ادراک صادرکنندگان ایرانی و واردکنندگان آمریکایی از راهبرد برندسازی فرش دستباف ایران در بازار آمریکا

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری سیاستگذاری بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.22059/jibm.2014.50725
چکیده

بناها ویران می‎شوند، انسان‌ها می‎میرند، اما برندها همواره می‎مانند (رونی، 1995) و بی‎شک نگاهی راهبردی به این دارایی ارزشمند، متضمن موفقیت و اعتبار برند خواهد بود. پژوهش حاضر با هدف مطالعۀ مقایسه‌ای نگرش صادرکنندگان ایرانی فرش دستباف و واردکنندگان آمریکایی فرش از عملکرد کلی راهبرد برندسازی فرش دستباف ایران در بازار آمریکا و بررسی تفاوت میان نگرش این دو گروه انجام پذیرفته است. در این مطالعه از روش توصیفی از نوع همبستگی برای گردآوری داده‌ها استفاده شده است و داده‎ها به‎کمک مدل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه‎وتحلیل شدند. مدل به‎کاررفته در مطالعه برگرفته از مدل راهبرد برندسازی وونگ و مریلیس (2007) است که در نهایت دو مدل جداگانه برای دو جامعۀ مذکور به‎دست‎آمد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد درک دو گروه صادرکننده و واردکنندۀ فرش دستباف ایران از عملکرد راهبرد برند فرش دستباف ایران، جایگاه برند، عملکرد مالی برند و کارایی راهبرد‎های بازاریابی، بسیار متفاوت است. در نتیجه با بررسی تفاوت‌های حاصل، می‌توان شکاف ادراکی و واقعی بین بازار تولیدکننده و هدف را از میان برداشت و برند را در جایگاه مناسب‌تری مستقر کرد.