منحنی IS، منحنی فیلیپس و مکانیزیم انتقال سیاست پولی در اقتصاد ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای رشته علوم اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان ، ایران
2 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی،واحداصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران
4 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحداصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران
doi
10.22084/aes.2020.21787.3069چکیده
هدف این مقاله بررسی مکانیزم انتقال سیاست پولی و مالی براساس چارچوب الگوی کینزیهای جدید است. چارچوب کینزیهای جدید، تلفیقی از ساختار تعادل عمومی پویای تصادفیِ مدل ادوار تجارت واقعی و نظریه کینزی است. در مدلِ تعادل عمومی پویای کینزی جدید، مصرفکنندگان با محدودیت نقدینگی و بنگاهها با چسبندگی قیمتها مواجهاند. در این مدل پول هیچ نقش صریحی ندارد. البته به این معنی نیست که پول مهم نیست. پول هنوز هم، مرکز توجه بوده امّا غیرقابل مشاهده است. تحقیق حاضر قاعده پولی را از طریق برآورد مدل سه معادلهای کینزیهای جدید(تقاضای کل(IS)، قاعده پولی، عرضه کل (منحنی فیلیپس)، همراه با قواعد مالی(مخارج دولت و مالیات)، برای اقتصاد ایران موردبررسی قرار داده است. مدل با استفاده از دادههای فصلی ایران طی دوره زمانی4Q1395-1Q1367، به روش گشتاورهای تعمیمیافته سیستمی برآورد شده است. نتایج مدل حاکی از آن است که تقاضای کل به تغییرات نرخ بهره واکنش نشان میدهد و همچنین تورم، صرفنظر از منبع ایجاد آن، ساکن و ماندگار به نظر میرسد. از طرفی این تحقیق گویای این حقیقت است که سیاست پولی، رفتاری آیندهنگر دارد و شکاف تولید با یک وقفه، اثر مثبت بر مخارج دولت و مالیات داشته و تأثیر کوتاهمدت شکاف تولید بر مخارج دولت کوچکتر از تأثیر آن بر مالیات است یعنی واکنش مالیات نسبت به شکاف تولید قویتر و مثبت است. ازآنجاییکه سیاست پولی و مالی نقش مهمی در ثبات اقتصادی بازی میکنند؛ بنابراین توصیه میگردد با اجرای یک سیاست مالی درست و دقیق، فضا برای یک سیاست پولی فعال با استفاده از الگوی کینزیهای جدید فراهم گردد.