نقش واسطه‏ای نظریه ذهن در رابطه بین کارکردهای اجرایی با کیفیت زندگی و همدلی در کودکان

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی عمومی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.

2 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.

3 دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

doi
10.22054/jep.2024.68362.3648
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه‏ای نظریه ذهن در رابطه بین کارکرد‏های اجرایی با کیفیت زندگی و همدلی در کودکان بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی از نوع مدل‏‏یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کودکان (دختر و پسر) 8 تا 12 سال شهرستان میبد در سال تحصیلی 1400-1399 بود که تعداد 350 از آنان به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌های همدلی کودکان Auyeung و همکاران (2009)، کیفیت زندگی فرم والدین Varni و همکاران (2001)، کارکرد‏های اجرایی Coolidge (2002) و تئوری ذهن Hutchins (2012) فرم والدین را تکمیل نمودند. نتایج پژوهش نشان داد که کارکردهای اجرایی بر نظریه ذهن، کیفیت زندگی و همدلی کودکان، تأثیر مستقیم معناداری دارد و هم‌چنین نظریه ذهن نیز بر کیفیت زندگی و همدلی کودکان، تأثیر مستقیم معناداری دارد. یافته‏ی دیگر نشان داد که نظریه ذهن، در رابطه بین کارکرد‏های اجرایی با کیفیت زندگی و همدلی کودکان، نقش واسطه‏ای دارد. لذا می‏توان نتیجه گرفت که بهبود کارکرد‏های اجرایی و تقویت نظریه ذهن می‏تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و همدلی در کودکان شود.