تحلیل محتوای کمی کتابهای درسی از منظر تحریک کنجکاوی دانشآموزان
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 ، دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 کارشناسی ارشد برنامهریزی درسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22054/jep.2023.73959.3850چکیده
این پژوهش با هدف آگاهی از میزان توجه کتابهای درسی دوره دوم ابتدایی به قوه کنجکاوی دانشآموزان انجام شد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کمی بود. قلمرو پژوهش، همۀ کتابهای درسی دورۀ دوم ابتدایی بوده است. برای گردآوری دادهها، از چکلیست محقق ساخته استفاده شد. روایی محتوایی چکلیست با استفاده از شاخص CVI (والتز و باسل) محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت. برای اطمینان از پایایی نیز ضریب پایایی مرکب محاسبه شد که 89/0 بود و نشان داد ابزار پایایی بالایی دارد. واحد تحلیل، مضمون انتخاب شد و برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی نظیر فراوانی و درصد و همچنین جدول و نمودار استفاده شد. یافتههای پژوهش بیانگر آن بود که محتوای کتب درسی دوره دوم ابتدایی توجه یکسان و متوازنی به مؤلفههای کنجکاوی نداشته است. از میان مؤلفههای کنجکاوی به مؤلفههای «فعالیت مستقل» و «پرسشگری» بیشتر؛ و به مؤلفههای «شگفتزدگی» و «تازگی» کمتر از سایر مؤلفههای کنجکاوی توجه شده است. بررسی سه پایه نیز نشان داد در پایه چهارم و پنجم تا حدودی یکسان به کنجکاوی توجه شده است ولی در پایه ششم این مقدار بیشتر است. مقایسه دروس مختلف نیز نشان داد در دروس ریاضی و علوم تجربی به قوه کنجکاوی دانشآموزان بیشتر از سایر دروس توجه شده است. با توجه به اینکه حس کنجکاوی کودکان میتواند عامل مهمی برای یادگیری و ایجاد انگیزه درونی برای آن باشد، بنابراین پیشنهاد میشود برنامه ریزان درسی و مؤلفین کتب درسی در طراحی کتابهای درسی دوره ابتدایی به آن توجه بیشتری داشته باشند.