سنجش شاخص یکپارچگی عمودی ارزش‌افزوده غیرمستقیم بخش‌های اقتصادی شهرستان تهران

نویسندگان

1 استاد گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

2 کارشناس ارشد توسعه و برنامه‌ریزی، دانشگاه علامه طباطبائی

3 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

4 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22084/aes.2019.20021.2935
چکیده

در این مقاله نشان می‌دهیم که معیار ستانده بخش‌های مختلف اقتصادی در سنجش اهمیت بخش‌ها برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسب نیست. نخست آنکه در چارچوب مدل مقداری لئونتیف، هر بخش اقتصادی دو وظیفه دارد: تأمین مستقیم و غیرمستقیم تقاضای نهایی خود و تولید سایر بخش‌های اقتصادی. به عقیده بسیاری از پژوهشگران، مجموع این دو، لغزش احتساب مضاعف را دامن می‌زند. دوم آنکه ستانده (تولید ناخالص) بخش‌ها، ملاک مناسبی برای رشد و رفاه جامعه به شمار نمی‌رود. برای رفع این دو نقیصه، رویکرد تولید به تولید استفاده می‌شود که ریشه در پایه نظری نظام تولیدی پیرو سرافا دارد و پاسینیتی آن را به شکل یکپارچگی عمودی تولید در قالب الگوی داده-ستانده لئونتیف به‌عنوان روش بدیل در سنجش اهمیت بخش‌ها معرفی می‌کند. رویکرد مذکور حول یک ‌سؤال زیر مبنای تحلیل اقتصاد شهرستان تهران قرار می‌گیرد. «ارزش‌افزوده بخش خدمات که حدود 83 درصد GDP شهرستان تهران را تشکیل می‌دهد به‌طور بالقوه چه میزان ارزش‌افزوده غیرمستقیم در سایر بخش‌های اقتصاد ایجاد می‌کند؟». برای این منظور جدول داده-ستانده سال 1393 شهرستان تهران که به‌تازگی در قالب یک طرح پژوهشی محاسبه‌شده است، مبنای تحلیل کمی سؤال مطرح شده قرار می‌گیرد. یافته‌ها حاکی از آن است که اولاً شاخص یکپارچگی عمودی بخش خدمات صرفاً 04/0 واحد است و بخش مذکور به ازای هر 100 واحد ارزش‌افزوده اصلی خود، 4 واحد ارزش‌افزوده غیرمستقیم در سایر بخش‌های اقتصادی ایجاد می‌کند. ثانیاً شاخص‌های یکپارچگی بخش‌های چهارگانه خدمات توزیعی، تولیدی، اجتماعی و شخصی به‌ترتیب 08/0، 08/0، 46/0 و 40/0 است که همگی کمتر از واحد هستند.