تأثیر ساختار مالی بر رشد اقتصادی در ایران: رویکرد غیرخطی مارکوف- سوئیچینگ

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه ارومیه

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه ارومیه

3 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه ارومیه

doi
10.22084/aes.2019.17790.2767
چکیده

مطالعات تجربی انجام یافته، نتایج متفاوتی از اهمیت بخش مالی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها و همچنین تأثیر نوع ساختار مالی بر رشد آن‌ها به دست آورده­اند. این تفاوت از یک­سو ریشه در ساختار و شرایط هر کشوری دارد و از سوی دیگر در یک جامعه، اثر ساختار مالی بر روی رشد اقتصادی می­تواند در زمان‌های مختلف (مانند دوره رونق و رکود) متفاوت باشد. ازاین‌رو، در مطالعه حاضر، با معرفی ساختار مالی بانک محور و بازار محور، تأثیر هر یک از آن‌ها بر رشد اقتصادی ایران با استفاده از تکنیک غیرخطی مارکوف-سوئیچینگ و با استفاده از داده­های فصلی طی دوره 1393:4-1380:1 موردبررسی قرار گرفته است. یافته­های تجربی بیانگر آن است که رابطه آماری معنی­داری بین ساختار مالی کشور و رشد اقتصادی وجود دارد، به‌طوری‌که در شرایط رکودی ساختار مالی بانک محور تأثیر بیشتری نسبت به ساختار مالی بازار محور بر رشد GDP در ایران دارد. لذا می­توان توصیه نمود که سیاست­گذاران و برنامه­ریزان اقتصادی کشور در شرایط رکود اقتصادی می‌توانند بار تأمین مالی موردنیاز برای رشد و توسعه بنگاه­ها را به سمت بانک‌ها سوق دهند و در شرایط رونق اقتصادی از بازار سرمایه به‌عنوان بازوی تأمین مالی بنگاه­ها کمک بگیرند. ضمن اینکه در تمام شرایط اقتصادی، باید گسترش و بهبود بخش مالی اقتصاد را موردتوجه جدی قرار دهند.