بررسی الگوی مکانی و رقابت درون‌گونه‏ای بلندمازو (Quercus Castaneifolia C.A.Mey.) با استفاده از تابع K رایپلی (مطالعة موردی: پارسل شاهد جنگل نکاـ ظالمرود، ساری)

نویسندگان

1 استادیار پژوهش، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، تهران، ایران

2 دانشیار گروه جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتۀ جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران

4 استادیار گروه جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22059/jfwp.2015.53982
چکیده

یکی از جنبه‌های آشکار ساختار یک تودۀ جنگلی الگوی مکانی درختان است. رقابت از عوامل تأثیرگذار بر ساختار جنگل است. شناخت رقابت در جنگل به‌ویژه هنگامی اهمیت دارد که هدف از مدیریتِ جنگل تقلید از پویایی اکوسیستم‌های طبیعی باشد. به این منظور، یک پارسل مدیریت‌نشده به مساحت 26 هکتار در منطقۀ نکا انتخاب و کلیۀ درختان بلندمازو با قطر برابرسینه بیشتر از 5/7 سانتی‌متر مورد اندازه‌گیری قطر قرار گرفته و مختصات دکارتی آن‌ها تعیین شد. سپس درختان اندازه‌گیری‌شده براساس قطر برابرسینه به چهار کلاسۀ کم‌قطر، میان‌قطر، قطور، و خیلی قطور تقسیم شدند. به‌منظور بررسی الگوی مکانی درختان بلندمازو در کل منطقه و در هر کلاسة قطری از تابع تک‌متغیره K رایپلی و برای بررسی رقابت درون‌گونه‌ای از تابع دومتغیرۀ K رایپلی استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی مکانی درختان به‌دلیل سنگین‌بودن بذر بلندمازو و فراوانی زیاد درختان جوان در فواصل کوتاه خوشه‌ای و با بزرگ‌شدن مقیاس بررسی تصادفی می‌شود. نتایج بررسی تأثیرات متقابل بین کلاسه‌های مختلف قطری درختان بلندمازو نشان داد که تأثیرات رقابتی مثبت و منفی متفاوتی در کلاسه‌های مختلف قطری به هم دارند که در فواصل متفاوتی با توجه به ابعاد درختان اتفاق می‌افتد که متأثر از نورپسندی، محدودیت پراکنش بذر، و رقابت درون‌گونه‌ای این گونه است. با توجه به اینکه پراکنش بلند‌مازوها از الگوی تصادفی تبعیت کرده، بنابراین دخالت‌های جنگل‌شناسی باید علاوه بر ملاحظۀ سایر عوامل مؤثر در نشانه‌گذاری، به گونه‏ای باشد که برداشت فقط به‌صورت پایه‏ای و تصادفی انجام شود و توده به‌سمت الگوی تصادفی سوق داده شود.