بررسی رابطه‌ بین الگوی ترجیحات فکری کارکنان و آمادگی آنها برای تغییر سازمانی

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه آزاد مشهد

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد mba دانشگاه مالک اشتر

doi
چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر این است که چارچوبی مفهومی را در باره رابطه‌ میان ترجیحات فکری کارکنان بر مبنای مدل ند هرمان[1] و میزان آمادگی آنها برای تغییر سازمانی تدوین، ارزیابی و نمونه‌سازی نماید. بدین‌منظور سازمان صنایع دریایی خراسان رضوی به‌عنوان مطالعه موردی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد مربوطه برای تغییر بر مبنای روش تحقیق کمی به ارزیابی متغیرهای تحقیق و نمونه‌سازی فرضیه‌های پژوهش پرداخته شد. برای ارزیابی روابط علی و معلولی نمونه مفهومی، آزمون‌های آماری مجذور خی[2]، تحلیل واریانس[3]، آزمون‌های تعقیبی[4] و درنهایت نمونه‌سازی معادلات ساختاری[5] با استفاده از نرم‌افزارهای اس.پی.اس.اس.[6] و لیزرل[7] انجام گرفت. خروجی‌های این آزمون‌ها نشان می‌دهد به‌طورکلی ترحیجات ذهنی کارکنان رابطه معنی‌داری با میزان آمادگی آنها برای تغییر سازمانی دارد و از طرفی اولویت‌بندی میزان این تأثیرگذاری به این نحو می‌باشد که ترجیحات گروه D بیشترین تأثیرگذاری مثبت را بر میزان آمادگی افراد برای تغییر دارد، درحالی که ترجیحات گروه A تأثیر معنی‌داری نداشته و ترجیحات گروه B و گروه C تأثیر منفی بر آمادگی برای تغییر دارند. [1]. Ned Herrmann [2]. Chi-Square [3]. ANOVA [4]. Post-Hoc Tests [5]. Structural Equation Modeling [6]. SPSS [7]. Lisrel