الگویی برای انتخاب شیوه مادری شرکت‎های تابعه توسط شرکت مادر از دیدگاه مبتنی بر منابع

نویسندگان

1 استاد دانشگاه علامه طباطبایی، ایران

2 دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک دانشگاه علامه طباطبایی، ایران

doi
چکیده

در پژوهش‌های آقای گولد و همکاران(1994) به‌طور غالب، سه شیوه مادری با نام شیوه برنامه‌ریزی استرات‍ژیک (SP)، شیوه کنترل استرات‍ژیک (SC) و شیوه کنترل مالی (FC) شناسایی شده است که به اعتقاد آن‌ها، شرکت های مادر در اتخاذ هر یک از این سه شیوه نیازمند داشتن درک و دانشی مناسب از کسب‌و کارهای خود هستند. این مقاله سه شیوه‌ مادری گفته شده را با ابعاد ماتریس مادری تلفیق کرده و الگویی برای انتخاب شیوه مادری براساس میزان درک شرکت مادر از کسب‌و کارها و توانایی کمک مادر به آن‌ها عرضه می‌کند. در این الگو فرضیه اصلی پژوهش با عنوان:" بین نوع شیوه مادری و میزان درک و توانایی کمک مادر به کسب‌و کارهای تابعه رابطه معناداری وجود دارد"، به‌همراه نه فرضیه فرعی در شرکت‌های مادر نمونه ایرانی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. روش پژوهش به لحاظ نتیجه پژوهشی توسعه‌ای، به لحاظ هدف توصیفی–تبیینی و به لحاظ نوع داده، کمی است. روش آماری به‌کار گرفته شده آزمون ضریب همبستگی، نسبت موفقیت و علامت است. نتایج تجزیه تحلیل فرضیه‌ها نشان می‌دهد؛ فرضیه اصلی پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. همچنین از میان فرضیه‌های فرعی پژوهش سه فرضیه تأیید، دو فرضیه تأیید نشد و در خصوص چهار فرضیه فرعی دیگر در شرکت‎های مورد پژوهش نمونه کافی مشاهده نشد. به‌علاوه؛ به‌طور غالب بین اندازه ستاد شرکت مادر (تعداد نفرات شاغل در ستاد) با شیوه مادری منتخب تناسب نسبی برقرار است.